فیلم «بیداد» به کارگردانی سهیل بیرقی، مدتها پیش از آنکه در دسترس عموم قرار بگیرد، بهدلیل موضوع و شیوه تولیدش به اثری بحثبرانگیز تبدیل شده بود. این فیلم در ایران اکران عمومی نداشت و نسخه کامل آن سرانجام در مرداد ۱۴۰۵ بهصورت آنلاین منتشر شد؛ اتفاقی که باعث شد نام فیلم بهسرعت در شبکههای اجتماعی دستبهدست شود و موج گستردهای از واکنشها شکل بگیرد. به این ترتیب، آنچه در شبکههای اجتماعی درباره «بیداد» اتفاق افتاد، صرفاً نقد یک فیلم نبود؛ بلکه گفتوگویی گسترده درباره خوانندگی زنان، حجاب، محدودیتهای اجتماعی، سینمای مستقل و وضعیت جامعه ایران شکل گرفت.
سوشال لیسنینگ مهتا درباره فیلم بیداد
بررسی دادههای شبکههای اجتماعی نشان میدهد قله گفتگو درباره «بیداد» در ۲۰ مرداد شکل گرفته است. در ابر هشتگهای این گفتگو، علاوه بر نام فیلم، نامهایی مانند پرستو احمدی، سهیل بیرقی، امیر جدیدی، سروین ضابطیان و کلیدواژه خوانندگی زنان دیده میشود. این ترکیب نشان میدهد که توجه کاربران خیلی زود از خود فیلم فراتر رفته و به چهرهها و موضوعات اجتماعی مرتبط با آن گسترش پیدا کرده است.
از نظر احساسات نیز، فضای گفتگو عمدتاً منفی بوده است. ۷۱ درصد از احساسات ثبتشده منفی، ۱۵ درصد خنثی و ۱۴ درصد مثبت بودهاند. در میان هیجانات اصلی نیز خشم و عصبانیت، تنفر و انزجار و ناراحتی بیشترین سهم را داشتهاند و تنها حدود ۸ درصد از واکنشها در دسته آرامش و همدلی قرار گرفتهاند.
اما نکته مهم اینجاست که نمیتوان این ۷۱ درصد احساسات منفی را صرفاً به معنای «بد بودن فیلم» یا نارضایتی مخاطبان از کیفیت آن دانست. بررسی محتوای توییتها نشان میدهد این احساسات منفی دو منشأ متفاوت دارند: بخشی از کاربران از موضوعات و واقعیتهایی که فیلم به تصویر میکشد خشمگین و ناراحتاند و بخشی دیگر اساساً با خود فیلم، شیوه روایت یا محتوای آن مخالفاند.

تحلیل مضمون توییتها درباره فیلم بیداد
فیلمی که برای برخی، روایت یک تجربه آشناست
یکی از پررنگترین مضامین در گفتگوهای کاربران، ارتباط فیلم با محدودیت خوانندگی زنان است. برای بخشی از مخاطبان، «بیداد» تنها داستان یک شخصیت خیالی نیست؛ بلکه یادآور شرایطی است که آن را بخشی از زندگی روزمره خود میدانند.
در میان توییتها بارها به این موضوع اشاره شده که فیلم، درد و محدودیتهایی را به تصویر میکشد که بسیاری از افراد پیش از این تجربه کردهاند. برخی کاربران نوشتهاند که هنگام تماشای فیلم گریه کردهاند، احساس خفگی یا ناراحتی داشتهاند و حتی بعد از پایان فیلم، حال خوبی نداشتهاند. عباراتی مانند «چقدر هر روز زندگیاش کردیم» یا توصیف فیلم بهعنوان یادآور «درد» نشان میدهد اثر برای بخشی از مخاطبان بیش از آنکه یک تجربه صرفاً سینمایی باشد، بازنمایی یک تجربه اجتماعی بوده است.
این واکنشها با دادههای هیجانی مهتا نیز همخوانی دارد؛ جایی که خشم، عصبانیت و ناراحتی در صدر احساسات قرار گرفتهاند.

پرستو احمدی؛ یکی از مهمترین محورهای گفتگو
در کنار موضوع خوانندگی زنان، پرستو احمدی یکی از نامهایی است که در گفتگوهای پیرامون «بیداد» و در ابر هشتگ مهتا برجسته شده است. بخشی از کاربران صدای او را یکی از نقاط قوت فیلم دانستهاند و حتی در میان کسانی که نقد مثبتی نسبت به خود فیلم نداشتهاند، از کیفیت صدای او تعریف شده است.
به این ترتیب، حضور پرستو احمدی باعث شده گفتگو درباره «بیداد» به بحث گستردهتری درباره حضور زنان خواننده و امکان آوازخوانی زنان در ایران متصل شود.
«مهم است» اما لزوماً «فیلم خوبی نیست»
یکی از جالبترین دوگانههایی که در دادهها دیده میشود، تفاوت میان اهمیت اجتماعی فیلم و کیفیت سینمایی آن است.
گروهی از کاربران معتقدند پیش از آنکه بخواهیم درباره فیلمنامه، بازیها یا کارگردانی صحبت کنیم، باید جسارت سازندگان را در ساخت چنین اثری در نظر گرفت. برای این گروه، «بیداد» بهدلیل تابوشکنی و پرداختن به موضوعی حساس، اثری مهم محسوب میشود.
اما در مقابل، تعداد قابل توجهی از کاربران، فیلم را از نظر سینمایی ضعیف ارزیابی کردهاند. انتقاد از فیلمنامه، تدوین، بازیها، شعارزدگی، کلیشهای بودن و پایانبندی فیلم در میان توییتها دیده میشود. بعضی کاربران حتی تأکید کردهاند که با وجود درک اهمیت و ریسک ساخت چنین اثری، آن را فیلم خوبی نمیدانند.
در نتیجه، یکی از روایتهای اصلی شکلگرفته پیرامون فیلم را میتوان اینگونه خلاصه کرد:
«بیداد شاید فیلم مهمی باشد، اما مهم بودنش لزوماً به معنای خوب بودنش نیست.»
از نقد سینمایی تا واکنش سیاسی
موضوع دیگری که در دادهها دیده میشود، سیاسی شدن گفتگو است. برخی کاربران «بیداد» را نمادی از مقاومت در برابر محدودیتها و تلاشی برای ساخت فیلمی متفاوت در ایران میدانند؛ در مقابل، گروهی دیگر فیلم را «سیاهنمایی» یا حتی پروژهای مشکوک توصیف کردهاند.
بنابراین حتی مخالفت با فیلم نیز یکدست نیست. بخشی از واکنشهای منفی از مخالفت با محتوای اجتماعی و سیاسی فیلم ناشی میشود و بخشی دیگر از نقد کیفیت سینمایی آن.
در همین میان، ۲۳ درصد از محتوا در دسته محتوای غیر اخلاقی قرار گرفته است؛ موضوعی که نشان میدهد بخشی از گفتگو از نقد و تحلیل فاصله گرفته و به توهین، ادبیات تند و حمله مستقیم به فیلمسازان و دیگر کاربران کشیده شده است.
امیر جدیدی و شکلگیری یک روایت فرعی
نام امیر جدیدی نیز در گفتگوها ( ابر هشتگ) بسیار دیده میشود. بخشی از کاربران درباره شباهت شخصیت او با امیر تتلو صحبت کردهاند و این مقایسه به یکی از خردهروایتهای پرتکرار گفتگو تبدیل شده است. در کنار آن، برخی کاربران بازی جدیدی را از نقاط قوت فیلم دانستهاند.
در نتیجه، گفتگو درباره بازیگران نیز از مسیر اصلی فیلم جدا نشده و به روایتهای فرهنگی و اجتماعی دیگری متصل شده است.

جمعبندی؛ «بیداد» فقط درباره سینما نیست
در مجموع، دادههای سوشال لیسنینگ نشان میدهد موج شکلگرفته پیرامون «بیداد» را نمیتوان صرفاً یک موج سینمایی دانست. این فیلم به نقطه تلاقی چند گفتگوی مهم تبدیل شده است: خوانندگی زنان، حجاب، محدودیتهای اجتماعی، آزادی بیان، سینمای مستقل و نگاههای متفاوت به وضعیت جامعه ایران.
از یک طرف، گروهی فیلم را بهدلیل جسارت و موضوعش تحسین میکنند و آن را بازتاب بخشی از واقعیت جامعه میدانند؛ از طرف دیگر، گروهی آن را از نظر سینمایی ضعیف، شعاری یا حتی سیاسی و مسئلهدار ارزیابی میکنند.
به همین دلیل، منفی بودن غالب احساسات الزاماً به معنای شکست فیلم در جلب توجه مخاطب نیست. اتفاقاً حجم بالای خشم، ناراحتی و واکنشهای احساسی نشان میدهد فیلم توانسته یک گفتگوی جدی ایجاد کند. «بیداد» برای بخشی از کاربران یادآور محدودیت و خشم بوده، برای بخشی دیگر نماد تابوشکنی و جسارت و برای گروهی نیز فیلمی ضعیف با ایدهای مهم.
شاید مهمترین نتیجه این باشد که «بیداد» در شبکههای اجتماعی از یک اثر سینمایی فراتر رفته و به بستری برای بیان احساسات و اختلافنظرهای عمیقتر جامعه تبدیل شده است.
همین مسئله توضیح میدهد که چرا واکنشها به آن تا این اندازه احساسی، قطبی و گسترده بودهاند.
