3 2

حجاب در دوران جنگ و آتش‌بس

زمان مطالعه: ۵ دقیقه

دراین مقاله، موضوع حجاب در ایام جنگ و آتش‌بس به دلیل اهمیت اجتماعی و سیاسی آن مورد بررسی قرار گرفته است؛ چرا که نمونه‌هایی از حجاب اختیاری و آزاد در این دوره مشاهده شد و برخلاف گذشته، برخورد قضایی جدی با آن صورت نگرفت، امری که بازتاب‌های گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی به همراه داشت. از صحبت از حجاب به عنوان نماد سرکوب یا ریاکاری، انجام پروپاگاندا با کمک خانم‌های بی‌حجاب یا کم‌حجاب در تجمعات و رسانه‌ها تا نشان دادن وحدت ملی.

 برای تحلیل این موضوع، داده‌های شبکه ایکس در بازه زمانی ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ با کمک مهتا جمع‌آوری و بررسی شد. طی این مدت، بیش از ۵۰ هزار کاربر، ۱۷۶,۵۳۱ پست منتشر کردند؛ داده‌هایی که امکان رصد روندهای تولید و بازتولید محتوا، تحلیل احساسات کاربران و شناسایی محورهای اصلی گفتمان حجاب را فراهم کرده‌اند.

روند پیوسته شکل‌گیری قله‌های مرتبط با موضوع حجاب 


نوسانات مشاهده‌شده در شبکه و نمودار نشان می‌دهد که در بازه مورد بررسی، موضوع حجاب در ایام جنگ و آتش‌بس به‌صورت پیوسته و با الگویی سینوسی در حال تولید و بازتولید محتوا بوده و هیچ‌گاه از چرخه توجه خارج نشده است. در همین چارچوب، از ۱۴ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ مجموعه‌ای از رویدادها و واکنش‌ها در شبکه اجتماعی ایکس شکل گرفت که هر یک به‌صورت مقطعی قله‌هایی از توجه را ایجاد کردند.

 این روند با بازنشر توئیت مراد ویسی درباره فهرستی از آنچه او «اشتباهات راهبردی جمهوری اسلامی» می‌خواند، از جمله سیاست حجاب اجباری، آغاز شد. در ۱۹ اسفند، موضوع پناهندگی چند بازیکن تیم ملی فوتبال بانوان در استرالیا و انتشار تصاویر بدون حجاب آنان بازتاب گسترده‌ای داشت. سپس از ۶ تا ۸ فروردین، انتشار تصاویر چند دختر بی‌حجاب حامی جمهوری اسلامی باعث شد برخی کاربران با هشتگ‌هایی مانند «#یادمون_نره» طیف گسترده‌ای از ویدئوهای قدیمی درگیری بر سر حجاب از جمله صحنه‌های گشت ارشاد، پاشیدن ماست و تذکر به زنان را بازنشر کنند.

تحلیل قله ها درباره حجاب

 در تاریخ۱۶ و ۱۷ فروردین نیز خبر دستگیری زنی در آمریکا که به خانواده حاج قاسم سلیمانی نسبت داده شده بود، با تمرکز بر پوشش او و طرح ادعای دوگانگی رفتاری مسئولان با واکنش کاربران همراه شد. در ۲۰ فروردین انتشار مطالبی درباره نرگس نوری، همسر احسان نوحی بزنجانی و عروس کبری خزعلی که در کالیفرنیا زندگی می‌کند، بار دیگر بحث «تناقض پوششی» در برخی خانواده‌های نزدیک به ساختار رسمی را برجسته کرد و همزمان برخی کاربران نسبت به فروکاستن مفهوم «بی‌حجابی» صرفاً به نداشتن روسری واکنش نشان دادند.

در ۲۱ فروردین نیز پخش مستندی از شبکه ARD آلمان درباره زنی بدون حجاب در تهران و سپس روشن شدن ایرانی‌بودن سازنده مستند، موج دیگری از بحث‌ها را رقم زد که تا ۲۲ فروردین ادامه یافت. در ۲۳ فروردین انتشار تصویر مریم طهماسبی، عروس معصومه ابتکار، توسط روزنامه New York Post و واکنش‌های تند کاربران نسبت به آن، بار دیگر موضوع دوگانگی پوشش چهره‌های نزدیک به مسئولان را به سطح شبکه آورد.

در ادامه، طی ۶ و ۷ اردیبهشت انتشار دو ویدئو شامل حضور یک عروس و داماد با پوشش نامتعارف در تجمعات شبانه و نیز نوشیدن مشروب توسط دختری بی‌حجاب به سلامتی رهبر، موجی از واکنش‌ها ایجاد کرد؛ واکنش‌هایی که برخی از آنها این اتفاقات را «تلاش برای تأثیرگذاری بر قشر خاکستری» تعبیر می‌کردند و بر این نکته تأکید داشتند که موضوع حجاب تنها زمانی حل‌شده تلقی می‌شود که تصاویر بدون حجاب در مدارک رسمی نیز پذیرفته شود. نهایتاً در ۱۲ اردیبهشت انتشار فیلمی از ساحل کیش و حضور زنان بدون حجاب، آخرین قله‌ی قابل مشاهده در این دوره را ایجاد کرد و نشان داد موضوع حجاب همچنان یکی از محورهای ثابت تولید محتوا در شبکه ایکس باقی مانده است. 

تحلیل جریان‌ها، نظرات و احساسات کاربران

در بخش تحلیل جریان‌ها، ۷ جریان اصلی در توییت‌ها شناسایی شد که در گفتمان همه آن‌ها احساسات منفی غلبه دارد. احساسات منفی در خوشه‌های مختلف از مضامینی چون حجاب به‌عنوان ابزار سرکوب و نماد ریاکاری حکومت ناشی می‌شود. این خوشه‌ها با برجسته‌سازی سبک زندگی آزاد و لوکس برخی وابستگان مقامات با اصطلاح آقازاده‌ها، حجاب را نماد استاندارد دوگانه و ابزار سرکوب معرفی می‌کنند و استفاده ابزاری حکومت از زنان بی‌حجاب در پروپاگاندای جنگی و رسانه‌ای را نقد می‌کنند. همچنین کاربران در این خوشه‌ها با مرور خاطرات گشت ارشاد، بازداشت‌ها، تهدیدها و پرونده‌سازی‌ها نشان می‌دهند که حجاب تنها یک قانون نیست، بلکه تجربه‌ای فیزیکی و روانی است که حتی تغییرات موقت یا عقب‌نشینی ظاهری حکومت در دوران جنگ قادر به پاک کردن آن نیست. کاربران تأکید می‌کنند که آزادی حجاب زمانی واقعی است که در نهادهای رسمی، مدارک هویتی، محیط کار و سازوکارهای قانونی تضمین شود، نه اینکه فقط در خیابان یا کافه موقتاً تحمل شود. 

همچنین حجاب را معیاری برای سنجش صداقت سیاسی چهره‌ها و جریان‌های مخالف حکومت می‌دانند و نسبت به فرصت‌طلبی کسانی که زمانی با اجبار حجاب همراه بودند اما امروز خود را آزادی‌خواه معرفی می‌کنند، حساس هستند. در سطح تحلیلی، کاربران این خوشه‌ها حجاب اجباری را نشانه شکست حکمرانی دینی نیز می‌دانند. 

تحلیل احساسات خوشه ها
تحلیل احساسات خوشه‌ها- برای دسترسی به اطلاعات بیشتر درباره نمودار با کارشناسان مهتا تماس بگیرید

خوشه دیگر تمرکز خود را بر تجربه زیسته و روزمره زنان در ایران قرار داده و نشان می‌دهد که حجاب اجباری همچنان پابرجاست و آزادی پوشش در عمل محدود، نیم‌بند و شکننده است. کاربران این خوشه به‌طور مداوم با نقد رسانه‌های داخلی و خارجی، بازنمایی گزینشی زندگی زنان در کافه‌ها، خیابان‌ها و جزایر لوکس و تقلیل آزادی پوشش به «برداشتن روسری» مخالفت می‌کنند و حجاب را بخشی از یک ساختار گسترده سرکوب شامل گشت ارشاد، بازداشت، توقیف خودرو، قطع اینترنت و فشارهای قانونی و اجتماعی می‌دانند. آن‌ها بر اهمیت تجربه فردی زنان، شجاعت آن‌ها در مواجهه با خطر و هزینه‌های سنگین مقاومت مدنی تأکید دارند و هشدار می‌دهند که دستاوردهای جنبش «زن، زندگی، آزادی» هنوز ناقص است و تغییر واقعی قانونی یا نهادی در حوزه حجاب و حقوق زنان حاصل نشده است. جنگ و بحران‌های امنیتی نیز تنها وقفه‌ای موقت بر سرکوب ایجاد کرده و پس از تثبیت شرایط، حکومت می‌تواند کنترل حجاب را دوباره اعمال کند. این خوشه به‌طور کلی بر ضرورت نگاه واقع‌بینانه به آزادی پوشش، نقد عادی‌سازی رسانه‌ای و پیوند تجربه زیسته زنان با تحلیل ساختار قدرت تأکید دارد و نشان می‌دهد که مسئله حجاب فراتر از ظاهر خیابان یا رسانه است و شاخصی برای سنجش اقتدار و مشروعیت حکومت و همچنین مقاومت فردی زنان محسوب می‌شود.

از سوی دیگر برخی کاربران بر همبستگی ملی و دفاع از ایران در شرایط جنگی تمرکز دارد و حجاب را از یک شاخص هویتی یا سیاسی صرف خارج کرده و آن را در چارچوب «ایرانی بودن» بازتعریف می‌کند. کاربران این خوشه تأکید دارند که در بزنگاه تهدید خارجی، زنان باحجاب و بی‌حجاب می‌توانند کنار هم بایستند و منازعه پوششی نباید مانع دفاع از کیان کشور شود. حضور بانوان کم‌حجاب در تجمعات ضدجنگ یا مراسم ملی، نمادی از وحدت و همبستگی اجتماعی دیده می‌شود. همچنین، حجاب انتخابی در چارچوب باور شخصی مورد تأکید قرار می‌گیرد و هرگونه تغییرات اجتماعی در این زمینه، محصول مقاومت مدنی و نه نتایج جنگ خارجی معرفی می‌شود. با وجود نگاه وحدت‌گرایانه، نگرانی‌ها نسبت به بازگشت سرکوب پس از جنگ نیز بخش مهمی از روایت این خوشه را تشکیل می‌دهد.

آزادی حجاب، دستاورد مدنی یا نتیجه جنگ؟

با نظر به مضامینی که کاربران در توییت‌ها مطرح کردند، آزادی حجاب دستاورد مدنی است و نتیجه جنگ خارجی نیست. دلیل این نگاه چند نکته کلیدی است:

  1. تجربه زیسته و مقاومت فردی زنان: کاربران خوشه‌های ضدحجاب و طرفدار فمنیسم تأکید دارند که زنان با شجاعت و پذیرش هزینه‌های سنگین شخصی، حتی در شرایط جنگ، در خیابان حضور یافتند و بدون اجبار رسمی عمل کردند. این مقاومت مدنی است که توانسته محدودیت‌های پوششی را تا حدی کاهش دهد.
  2. عدم تغییر قانونی یا نهادی: کاربران تأکید می‌کنند که حتی حضور زنان بی‌حجاب در فضاهای عمومی، تجمعات یا رسانه‌ها، ناشی از فشار جنگ یا بحران نیست، بلکه حکومت صرفاً برخی خطوط قرمز خود را موقتاً سبک در نظر گرفته  است و آزادی واقعی زمانی معنا دارد که زن بتواند بدون محدودیت و تهدید در مدارک رسمی، محیط کار و نهادهای قانونی حاضر شود.
  3. نقد روایت خارجی و جنگ‌محور: کاربران جریان‌های مخالف حکومت هشدار می‌دهند که هرگونه القای این‌که آزادی حجاب محصول حمله یا فشار خارجی است، می‌تواند مقاومت مدنی و دستاورد واقعی زنان ایرانی را نادیده بگیرد. آنها تأکید دارند تغییرات محدود و موقت ناشی از جنگ، هرگز جایگزین تلاش‌های مدنی و اجتماعی نشده و نمی‌تواند به آزادی واقعی منتهی شود

برای کاربران، آزادی پوشش کنونی نتیجه شجاعت و مبارزه مدنی زنان است، نه فشار یا حمله نظامی خارجی، و جنگ تنها ممکن است مانع اعمال فشار شدید حکومت شده باشد، نه عامل واقعی آزادی. 

 

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت