تصویر یک رسانه در شبکههای اجتماعی فقط از محتوایی که خودش منتشر میکند ساخته نمیشود. واکنش کاربران به خبرها، نحوه پوشش رویدادها، تصمیمهای تحریریه، رفتار مجریان و حتی حذف یا پخش نشدن بخشی از یک برنامه، همگی میتوانند در شکلگیری برداشت عمومی از یک سازمان رسانهای نقش داشته باشند. درباره صداوسیما نیز بخش مهمی از گفتوگوها در ایکس، از سطح نقد یک برنامه یا خبر مشخص فراتر رفته و به پرسشهایی درباره اعتماد، مرجعیت رسانهای، نحوه روایت رویدادها و نسبت این سازمان با جامعه رسیده است.
تحلیل سوشال لیسنینگ مهتا درباره «تصویر سازمان صداوسیما» با بررسی گفتوگوهای شکلگرفته در ایکس فارسی، تلاش میکند تصویری از این فضای گفتوگویی ارائه دهد. دادههای گزارش مربوط به بازه ۲۴ فروردین تا ۲۱ شهریور ۱۴۰۵ است و در این مدت، ۶۷ هزار و ۸۴۸ کاربر در مجموع ۳۳۳ هزار و ۵۸۹ پست درباره صداوسیما منتشر کردهاند. حدود ۷۵.۵۸ درصد از این محتوا بازنشر بوده است؛ عددی که نشان میدهد بخش قابل توجهی از گردش روایت درباره صداوسیما از طریق بازنشر محتوا و تقویت موضوعات مطرحشده توسط کاربران، رسانهها و حسابهای اثرگذار شکل گرفته است.
در تحلیل این دادهها، علاوه بر بررسی روند انتشار محتوا، از ابرکلمات، تحلیل روند زمانی، تحلیل شبکه بازنشر و خوشهبندی کاربران و جریانها استفاده شده است. همچنین توزیع احساسات در جریانهای مختلف بررسی شده تا مشخص شود هر بخش از شبکه با چه رویکردی درباره صداوسیما صحبت میکند. نتیجه نشان میدهد که صداوسیما در این بازه فقط موضوعی درباره تلویزیون و برنامههای آن نبوده و در بسیاری از مواقع، خودِ سازمان به موضوع خبر تبدیل شده است.
روند انتشار محتوا؛ وقتی یک اتفاق، بحثی بزرگتر ایجاد میکند
بررسی روند زمانی نشان میدهد حجم گفتوگو درباره صداوسیما در طول این دوره ثابت نبوده و چندین قله مشخص در نمودار دیده میشود. نکته قابل توجه این است که بیشتر این قلهها با یک اتفاق مشخص در عملکرد یا محتوای صداوسیما همزمان شدهاند و پس از آن، بحث از رویداد اولیه به موضوعاتی گستردهتر درباره جایگاه و عملکرد رسانه ملی کشیده شده است.

یکی از نخستین قلههای مهم در ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ شکل گرفت. در این مقطع، بحث درباره اعتبار صداوسیما و نقش آن در «جنگ روایتها» افزایش پیدا کرد. بخشی از محتوای پربازنشر به معرفی «رادیو و تلویزیون انقلاب ملی ایران» بهعنوان رسانه جایگزین اختصاص داشت و همزمان، انتقاد از نحوه پوشش تحولات سیاسی و نظامی، ادعای سانسور و بحث درباره روایتهای جهتدار صداوسیما نیز افزایش یافت. در نتیجه، یک اتفاق رسانهای به بحثی گستردهتر درباره اعتماد و مرجعیت سازمان تبدیل شد.
۲۶ اردیبهشت قله دیگری در روند انتشار محتوا ایجاد شد. این بار، تصاویر حضور مجریان صداوسیما با سلاح در برنامههای تلویزیونی، محرک اصلی افزایش گفتوگوها بود. واکنش کاربران دو سوی متفاوت داشت؛ بخشی این اقدام را نمایش آمادگی دفاعی میدانستند و بخشی دیگر آن را نشانهای از نظامیشدن فضای رسانه تفسیر میکردند. در کنار این دو نگاه، مقایسه این تصاویر با نمونههای تاریخی، نقد نقش تبلیغاتی صداوسیما و بحث درباره کارکرد چنین تصاویری نیز در محتوای منتشرشده دیده شد.
در ۱۸ و ۲۰ خرداد، این بار اظهارات مسعود پزشکیان درباره عملکرد صداوسیما باعث افزایش حجم محتوا شد. گفتوگوها حول موضوعاتی مانند نحوه پوشش مسائل سیاسی و جنگی، ادعای سیاهنمایی علیه دولت، سانسور یا تقطیع سخنان مسئولان و جایگاه صداوسیما در ساختار قدرت شکل گرفت. در مقابل، حامیان سازمان این انتقادها را حمله به رسانه ملی و تضعیف جبهه داخلی در شرایط جنگی توصیف کردند.
۳۱ خرداد، ماجرای حضور محمود نبویان در برنامه زنده شبکه خبر و قطع سخنان او درباره مذاکرات و مکاتبات منسوب به رهبری، موج دیگری از انتشار محتوا را ایجاد کرد. در این مقطع، بحث درباره اسناد محرمانه، مسئولیت صداوسیما، استعفای مدیرکل شبکه خبر و تهدید به پیگرد قضایی نبویان مطرح شد و فایلهای حذفشده نیز در شبکه اجتماعی بازنشر شدند.
در ۳ مرداد نیز حذف بخشهایی از سخنان پزشکیان درباره نقلقولهای مربوط به دیدارهای خصوصی با رهبری، بار دیگر مسئله انتخاب و حذف محتوا را به موضوع اصلی گفتوگوها تبدیل کرد. در همین دوره، اظهارات عباس عراقچی درباره پخش نشدن مصاحبههایش از صداوسیما و بازنشر سخنان قدیمی عادل فردوسیپور نیز به گفتوگو درباره محدودیت حضور دیدگاههای مختلف و عملکرد سازمان اضافه شد.
در ۸ و ۱۰ شهریور، اظهارات پزشکیان در جلسه هیئت دولت درباره نارضایتی او از تماشای تلویزیون، قله دیگری در روند انتشار محتوا ساخت. این بار، موضوعاتی مانند اعتماد عمومی، مرجعیت رسانهای و مدیریت محتوای صداوسیما در مرکز بحث قرار گرفت. در مقابل، بخشی از کاربران بر نقش صداوسیما در جنگ روایتها و حفظ انسجام تأکید کردند.
آخرین قله مهم این دوره در ۱۴ شهریور شکل گرفت؛ زمانی که انتقادهای حسن روحانی و واکنشها به اظهارات قبلی پزشکیان، بحث را از اختلاف میان دولت و صداوسیما به موضوعات گستردهتری مانند مرجعیت رسانهای، آزادی بیان، انحصار رسانهای و جایگاه رسانه رسمی در ساختار سیاسی کشاند.
این روند یک الگوی مشخص را نشان میدهد: در بسیاری از موارد، یک اتفاق کوتاهمدت مانند پخش یا حذف یک بخش از برنامه، اظهارنظر یک مقام یا رفتار یک مجری، در ایکس به موضوعی بزرگتر درباره کارکرد رسانه تبدیل شده است. گزارش نیز تأکید میکند که تصویر صداوسیما در این دوره بیش از آنکه صرفاً از کیفیت برنامهها شکل گرفته باشد، تحت تأثیر رخدادهای نمادین و مناقشهبرانگیز قرار داشته است.
کاربران درباره صداوسیما در چند جریان اصلی قرار گرفتهاند
برای فهم بهتر این گفتوگوها، کاربران بر اساس ارتباطات و الگوی بازنشر محتوا در شبکه، در جریانهای مختلف دستهبندی شدهاند. این دستهبندی نشان میدهد که نمیتوان تمام کاربران منتقد صداوسیما را در یک گروه واحد قرار داد. بخشی از نقدها از سوی جریانهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی مطرح شده، اما بخش قابل توجهی از انتقادها نیز از درون فضای سیاسی ایران و با تمرکز بر مدیریت، کیفیت برنامهها، نحوه پوشش دولت و میزان تنوع دیدگاهها شکل گرفته است.
در شبکه تحلیلشده، بزرگترین جریان با حدود ۲۷ درصد از محتوا را به خود اختصاص داده است. در این بخش، در کنار دفاع از جایگاه سیاسی و رسانهای سازمان، نقدهایی درباره مدیریت، انحصار رسانهای و کیفیت برخی برنامهها نیز دیده میشود.
حدود ۲۰ درصد از محتوا نیز به جریانی اختصاص دارد که رویکرد آن انتقادی ثبت شده است. محورهای اصلی این بخش شامل اعتماد عمومی، فاصله صداوسیما با جامعه، کاهش مخاطب، محدودیت در بازتاب دیدگاههای متنوع و ضرورت تغییر رویکرد رسانهای است.

در کنار این دو جریان، شبکههایی از کاربران، رسانهها و انسانرسانههای مخالف جمهوری اسلامی حدود ۲۲ درصد از محتوا را به خود اختصاص دادهاند. در این بخش، موضوعاتی مانند سانسور، پروپاگاندا، جهتگیری سیاسی و مقایسه صداوسیما با رسانههای خارج از کشور بیشتر برجسته شده است. حدود ۱۸ درصد از محتوا نیز به جریانی اختصاص دارد که صداوسیما را بیشتر در پیوند با ساختار سیاسی جمهوری اسلامی و رقابت بر سر آینده سیاسی ایران بررسی میکند.
گروههای کوچکتری نیز در شبکه دیده میشوند که هرکدام بخشی از گفتوگوها را شکل دادهاند؛ از جمله جریانهای مخالف جمهوری اسلامی با رویکردهای مختلف، رسانههای فارسیزبان خارج از کشور، مقامات و رسانههای رسمی، کاربران حامی سازمان مجاهدین و جریان انقلابی.
در مجموع، ساختار شبکه چندلایه است و نمیتوان گفتوگوها درباره صداوسیما را به دو گروه ساده تقسیم کرد. بخش قابل توجهی از نقدها در فضای سیاسی داخل کشور نیز درباره نحوه اداره سازمان، کیفیت عملکرد و میزان نمایندگی دیدگاههای مختلف شکل گرفته است.
از سوی دیگر، تحلیل احساسات نشان میدهد که فضای منفی در اغلب اجتماعات شبکه حضور پررنگی دارد و این وضعیت فقط به گروههای منتقد محدود نیست. حتی در بخشی از شبکههای نزدیکتر به سازمان نیز محتوای انتقادی درباره مدیریت، کیفیت برنامهها یا برخی تصمیمهای رسانهای دیده میشود.
در مجموع، تصویری که از شبکه به دست میآید، چندلایه است: بخشی بر نقش رسانه رسمی و کارکرد آن در شرایط بحرانی تأکید دارد، بخشی بر اعتماد و فاصله رسانه با جامعه تمرکز میکند و گروههایی نیز صداوسیما را در چارچوب رقابت میان روایتهای رسمی و غیررسمی بررسی میکنند. در نتیجه، موضوع صداوسیما در ایکس فقط درباره تلویزیون نیست؛ بلکه به مسئله مرجعیت رسانهای و نحوه شکلگیری روایتها نیز گره خورده است.
۹ مضمون اصلی گفتوگوها درباره صداوسیما
بررسی محتوای جریانهای مختلف، مجموعهای از مضامین تکرارشونده را نشان میدهد. این مضامین را میتوان در ۹ محور خلاصه کرد:
۱. صداوسیما و مسئله اعتماد
بیاعتمادی به اخبار و روایتهای سازمان، کاهش اعتماد عمومی و فاصله میان رسانه و مخاطب از پرتکرارترین محورهای گفتوگو است.
۲. جایگاه صداوسیما در ساختار قدرت
استقلال سازمان، رابطه آن با ساختار سیاسی و نقش آن در پوشش موضوعات سیاسی و امنیتی از دیگر محورهای اصلی است.
۳. سانسور و انتخاب محتوا
حذف یا تقطیع سخنان مسئولان، محدودیت انتشار و نحوه تصمیمگیری درباره محتوای پخششده، بخش مهمی از بحثها را تشکیل میدهد.
۴. کیفیت و استاندارد حرفهای
بخشی از کاربران فارغ از موضع سیاسی، درباره کیفیت برنامهسازی، استانداردهای حرفهای، تولید محتوا و عملکرد رسانهای سازمان بحث کردهاند.
۵. فاصله رسانه و مخاطب
شکاف میان صداوسیما و بخشی از مخاطبان، از جمله در حوزه برنامهسازی و روایت مسائل اجتماعی و سیاسی، یکی دیگر از مضمونهای پرتکرار است.
۶. حمایت و نقد همزمان
در بخشی از شبکه، حمایت از مواضع سیاسی و امنیتی صداوسیما در کنار نقد سانسور، مدیریت و کیفیت اجرای برنامهها دیده میشود.
۷. خطاها و حاشیههای رسانهای
اشتباهات، اظهارات بحثبرانگیز کارشناسان، حذف سخنان و حاشیههای برنامهها بارها به موضوع بازنشر و نقد تبدیل شدهاند.
۸. اصلاح ساختار و مدیریت
در بخش دیگری از گفتوگوها، بحث درباره اصلاح ساختار، مدیریت، مسئولیت رسانهای و نحوه بازنمایی مسائل اجتماعی و فرهنگی مطرح شده است.

تصویر صداوسیما در شبکه؛ مسئلهای فراتر از تلویزیون
در مجموع، تحلیل بیش از ۳۳۳ هزار پست نشان میدهد که تصویر صداوسیما در ایکس فارسی بیش از آنکه صرفاً به برنامهها و تولیدات تلویزیونی وابسته باشد، از نحوه مواجهه سازمان با رویدادهای حساس شکل میگیرد. یک تصمیم تحریریه، یک مصاحبه پخشنشده، حذف بخشی از سخنان یک مسئول یا حتی یک تصویر از اجرای تلویزیونی میتواند به سرعت به بحثی درباره اعتماد، مرجعیت و رابطه رسانه با جامعه تبدیل شود.
از سوی دیگر، حضور جریانهای متنوع در شبکه نشان میدهد که نقد صداوسیما یکدست نیست. بخشی از کاربران از جایگاه رسانه رسمی و نقش آن در روایت مسائل ملی دفاع میکنند، در حالی که گروههای دیگری بر اعتماد، تنوع دیدگاهها، کیفیت حرفهای و فاصله رسانه با جامعه تمرکز دارند. میان این دو نیز جریانهایی وجود دارند که در عین حمایت از اصل نقش صداوسیما، نسبت به عملکرد فعلی آن نقدهایی مطرح میکنند.
در چنین فضایی، مسئله اصلی فقط این نیست که صداوسیما چه محتوایی تولید میکند؛ بلکه این است که مخاطب آن محتوا را چگونه تفسیر میکند و برای فهم رویدادهای بعدی به کدام منبع مراجعه میکند. گزارش نشان میدهد که رسانههای رقیب، شبکههای اجتماعی و حسابهای اثرگذار در بسیاری از مواقع در کنار نقد صداوسیما، در رقابت برای تبدیل شدن به منبع تفسیر رویدادها نیز قرار دارند.
در نهایت، تصویر بهدستآمده از این گزارش، سازمانی است که همچنان توان ایجاد موج رسانهای و شکلدهی به گفتوگو را دارد، اما بخش مهمی از این گفتوگوها حول اعتماد، نحوه انتخاب و حذف محتوا، کیفیت عملکرد و مرجعیت رسانهای شکل گرفته است. از این منظر، بررسی تصویر صداوسیما در شبکههای اجتماعی فقط سنجش میزان رضایت یا نارضایتی از یک رسانه نیست؛ بلکه راهی برای مشاهده این است که مخاطبان، جایگاه یک رسانه رسمی را در فضای رسانهای متکثر امروز چگونه تعریف و درباره آن گفتوگو میکنند.