بازار ارز و طلا در آینه شبکه‌های اجتماعی؛ مردم درباره جهش دلار چه می‌گویند؟

زمان مطالعه: ۸ دقیقه

افزایش قیمت ارز و طلا در ایران معمولاً در قالب چند عدد روی تابلوهای بازار دیده می‌شود؛ اما پشت این اعداد، مجموعه‌ای از نگرانی‌ها، تجربه‌های روزمره، تحلیل‌های اقتصادی و روایت‌های سیاسی شکل می‌گیرد. برای بخشی از کاربران، افزایش نرخ دلار مستقیماً با کاهش قدرت خرید و دشوارتر شدن زندگی روزمره معنا پیدا می‌کند و برای گروهی دیگر، بهانه‌ای برای تحلیل عملکرد دولت، سیاست خارجی، تحریم‌ها یا آینده اقتصاد کشور است. شبکه‌های اجتماعی به همین دلیل می‌توانند تصویری متفاوت از بازار ارائه کنند؛ تصویری که در آن، واکنش مردم به تغییر قیمت‌ها و معنایی که به این تغییرات می‌دهند، هم‌زمان دیده می‌شود.

در این گزارش، وضعیت گفت‌وگو درباره بازار ارز و طلا با استفاده از قابلیت‌های سوشال لیسنینگ مهتا بررسی شده است. داده‌های مورد بررسی مربوط به بازه ۱ تا ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ است و در این مدت ۶۶٬۸۸۲ کاربر، مجموعاً ۲۵۷٬۶۹۰ پست درباره موضوع مورد بررسی منتشر کرده‌اند. نسبت بازنشر نیز ۶۰.۷ درصد بوده است؛ رقمی که نشان می‌دهد بخش قابل‌توجهی از محتوای موجود در این گفت‌وگوها از مسیر بازنشر و گردش محتوای منتشرشده شکل گرفته است.

هدف این تحلیل، بررسی قیمت دلار یا طلا به‌عنوان شاخص‌های اقتصادی نیست؛ تمرکز گزارش بر این است که این تغییرات در شبکه ایکس چگونه روایت شده‌اند، چه موضوعاتی در کنار آن‌ها قرار گرفته‌اند، چه گروه‌هایی در شکل‌دادن به این گفت‌وگو فعال‌تر بوده‌اند و افزایش قیمت‌ها چه معنایی در فضای اجتماعی پیدا کرده است.

یک قله مهم در گفت‌وگوی ارزی

نمودار انتشار نشان می‌دهد توجه به موضوع در مقطعی که قیمت دلار به مرز ۲۰۰ هزار تومان رسید، به بالاترین سطح خود رسید. پس از این قله، حجم انتشار کاهش پیدا کرد، اما گفت‌وگو درباره ارز و طلا متوقف نشد و در سطحی نسبتاً پایدار ادامه یافت. داده‌های روزانه گزارش نیز نشان می‌دهد بیشترین حجم انتشار در روز دوم شهریور با ۳۵٬۸۵۹ پست ثبت شده و پس از آن، روند انتشار به‌تدریج کاهش یافته است.

ابر هشتگ نیز نشان می‌دهد موضوع ارز و طلا در شبکه ایکس به‌صورت جدا از سایر مسائل اجتماعی دنبال نشده است. در کنار مفاهیمی مانند تورم، بنزین و جنگ، هشتگ‌هایی مرتبط با اعتصاب و جریان‌های سیاسی نیز دیده می‌شود. بنابراین، گفت‌وگوی پیرامون قیمت ارز در این بازه، از یک بحث صرفاً اقتصادی فراتر رفته و به موضوعاتی درباره وضعیت اجتماعی و سیاسی کشور متصل شده است.

 

 

گراف شبکه چه چیزی را نشان می‌دهد؟

برای فهم ساختار این گفت‌وگو، در گزارش از تحلیل گراف نیز استفاده شده است. گراف نشان می‌دهد شبکه مورد بررسی یک ساختار کاملاً یکپارچه ندارد و چند جریان با میزان متفاوتی از ارتباط و فاصله میان آن‌ها شکل گرفته‌اند.

در یک سوی گراف، دو خوشه مرتبط با کاربران سلطنت‌طلب و شبکه بازنشر محتوای رضا پهلوی قرار دارند. در سوی دیگر، کاربران حامی نظام و ترویج‌کنندگان گفتمان انقلاب اسلامی دیده می‌شوند. در فضای میانی نیز جریانی متنوع شامل بخشی از حامیان دولت، اصلاح‌طلبان، شماری از جمهوری‌خواهان مخالف و کاربران روزمره‌نویس قرار گرفته است. در فاصله‌ای دورتر نیز جریان مربوط به سازمان مجاهدین خلق و بخشی از تجزیه‌طلبان، ساختاری نسبتاً جدا از بدنه اصلی شبکه دارد.

از نظر سهم محتوا، کاربران برجسته سلطنت‌طلب ۳۸.۳ درصد، حامیان نظام با مشی انقلابی و منتقد توافق با آمریکا ۲۰.۹ درصد و جریان ترکیبی حامیان دولت، اصلاح‌طلبان، شماری از جمهوری‌خواهان مخالف و روزمره‌نویسان ۱۸.۵ درصد از جریان‌های شناسایی‌شده را تشکیل می‌دهند. دو خوشه مرتبط با رضا پهلوی و روزمره‌نویس‌ها نیز به‌ترتیب ۸.۱ و ۶.۵ درصد سهم دارند.

اما اهمیت گراف صرفاً در اندازه خوشه‌ها نیست. فاصله و ارتباط میان آن‌ها نشان می‌دهد بخشی از گفت‌وگوی اقتصادی در شبکه اجتماعی، درون مرزهای مشخص سیاسی باقی نمی‌ماند و کاربران میانی یا روزمره‌نویس‌ها می‌توانند میان جریان‌های مختلف ارتباط ایجاد کنند.

 

 

در ادامه، ده مضمون اصلی که در خلاصه مدیریتی گزارش برجسته شده‌اند، تصویر دقیق‌تری از این گفت‌وگو ارائه می‌کنند.

۱. بازار ارز در سایه تنش‌های سیاسی و نظامی

گفت‌وگو درباره دلار و طلا در خلأ شکل نگرفته است. بازه بررسی‌شده پس از دوره‌ای از تنش‌های نظامی و سیاسی قرار دارد و هم‌زمان افزایش قیمت سوخت و فشارهای معیشتی نیز در فضای عمومی مطرح بوده است. به همین دلیل، افزایش نرخ ارز برای کاربران صرفاً یک اتفاق مربوط به بازار مالی نبوده و در بسیاری از روایت‌ها در کنار جنگ، تحریم، وضعیت قیمت بنزین و آینده اقتصادی کشور قرار گرفته است.

این هم‌زمانی باعث شده یک تغییر قیمت اقتصادی به موضوعی چندلایه تبدیل شود: بخشی درباره ارزش پول، بخشی درباره هزینه‌های زندگی و بخشی درباره پیامدهای سیاسی و اجتماعی افزایش قیمت‌ها صحبت می‌کند. مهتا نیز بر همین اساس، وضعیت بازار ارز و طلا را در بستر شانزده روز ابتدایی شهریور بررسی کرده است.

۲. محتوای خنثی؛ کمتر منتشر می‌شود، بیشتر دیده می‌شود

یکی از نکات قابل توجه در داده‌ها، تفاوت میان حجم انتشار و میزان دیده‌شدن محتواست. محتوای موافق با دولت با ۵۲ درصد فراوانی پرتکرارترین نوع محتوا بوده، اما سهم آن از بازدید ۴۰ درصد ثبت شده است. در مقابل، محتوای خنثی با وجود سهم ۲۶ درصدی از فراوانی، ۴۶ درصد از بازدیدها را به خود اختصاص داده است.

از نظر تأثیرگذاری نیز محتوای مخالفین با ۶۱ درصد در جایگاه نخست قرار گرفته و محتوای خنثی ۳۲ درصد سهم داشته است. محتوای انتقادی ۱۰ درصد فراوانی، ۵ درصد تأثیرگذاری و ۸ درصد بازدید را داشته است.
این تفاوت یک نکته مهم برای خواندن داده‌های شبکه اجتماعی دارد: تعداد پست‌ها به‌تنهایی نمی‌تواند نشان دهد کدام روایت بیشتر دیده یا بازنشر شده است. در این مورد، محتوای خنثی با حجم انتشار کمتر توانسته سهم بیشتری از توجه مخاطبان را به خود اختصاص دهد.

۳. نارضایتی اقتصادی الزاماً به اعتراض خیابانی تبدیل نمی‌شود

یکی از مضامین قابل توجه در میان کاربران داخلی، بیان صریح نارضایتی از گرانی و دشوار شدن زندگی است. انتقاد از عملکرد دولت، کاهش قدرت خرید و نگرانی درباره هزینه‌های روزمره در بخشی از محتوا تکرار شده است.

با این حال، گزارش میان «نارضایتی اقتصادی» و «حمایت از اعتراض خیابانی» تفاوت قائل می‌شود. در بخشی از کاربران انقلابی، اعتراض به گرانی از نگرانی درباره بی‌ثباتی یا مداخله جریان‌های مخالف جدا شده است. در میان روزمره‌نویس‌ها نیز بخش زیادی از این نارضایتی در قالب گلایه، طنز یا روایت شخصی دیده می‌شود و الزاماً به طرح یک کنش سیاسی مشخص منجر نشده است.

این تفکیک اهمیت دارد، زیرا هر محتوای منفی درباره اقتصاد را نمی‌توان به یک معنای واحد نسبت داد. یک کاربر ممکن است از افزایش قیمت دلار ناراضی باشد، اما از همان نارضایتی نتیجه سیاسی متفاوتی بگیرد.

۴. روایت حمایت از سیاست‌های کنترل بازار

در قطب مقابل، بخشی از محتوا بر سیاست‌های دولت و بانک مرکزی برای کنترل بازار ارز تمرکز داشته است. در این روایت‌ها، افزایش عرضه ارز، اقدامات مدیریت بازار، تحولات سیاسی و کاهش احتمالی تنش‌ها به‌عنوان عواملی برای کاهش فشار بر بازار مطرح شده‌اند.

هم‌زمان، خرید هیجانی و رفتارهای سوداگرانه نیز در بخشی از این محتوا به‌عنوان عامل تشدید نوسان مورد انتقاد قرار گرفته است. بنابراین، روایت موجود در این جریان تلاش دارد افزایش قیمت را در چارچوب فشارهای بیرونی و شرایط بازار توضیح دهد و در مقابل، اقدامات سیاست‌گذار را بخشی از پاسخ به این وضعیت معرفی کند.

در گزارش، این الگوی تکرارشونده به‌عنوان تلاش رسانه‌ای برای کاهش نگرانی عمومی و تقویت اعتماد به سیاست‌های کنترلی بازار توصیف شده است.

 

 

۵. دلار از یک شاخص اقتصادی به مسئله زندگی روزمره تبدیل شده است

یکی از پررنگ‌ترین مضامین شبکه، ارتباط میان نرخ ارز و هزینه‌های زندگی است. کاربران درباره اثر افزایش دلار بر کالاهای اساسی، خدمات، مسکن و سایر هزینه‌های روزمره صحبت کرده‌اند و تغییر نرخ ارز را از یک عدد اقتصادی به تجربه‌ای ملموس در زندگی خود تبدیل کرده‌اند.

در این روایت‌ها، کاهش قدرت خرید، فاصله میان درآمد و هزینه و دشوارتر شدن تأمین نیازهای معمول تکرار می‌شود. در نتیجه، بازار ارز برای بسیاری از کاربران به‌عنوان شاخصی برای سنجش وضعیت زندگی نیز عمل می‌کند. گزارش در تحلیل مضمون جریان‌های مختلف نیز به اثر نوسانات ارز و طلا بر زندگی روزمره، تغییر قدرت خرید و فاصله میان بحران معیشتی و اولویت‌های حاکمیت اشاره می‌کند.

این تغییر زاویه مهم است: وقتی دلار از صفحه بازار به سبد خرید، مسکن، تحصیل یا برنامه‌های شخصی وارد می‌شود، گفت‌وگو درباره آن نیز اجتماعی‌تر می‌شود.

۶. مقایسه تاریخی؛ ریال امروز در برابر گذشته

مقایسه وضعیت اقتصادی امروز با دوره پهلوی یکی دیگر از مضامین پرتکرار، به‌ویژه در جریان‌های سلطنت‌طلب، بوده است. در این روایت‌ها، ارزش پول ملی، قدرت خرید و سطح دسترسی به کالا و رفاه در دو دوره با یکدیگر مقایسه می‌شوند و کاهش ارزش ریال به‌عنوان نشانه‌ای از مشکلات ساختاری جمهوری اسلامی مطرح می‌شود.

یکی از محتواهای بسیار مورد توجه در این بازه نیز مربوط به رضا پهلوی بوده که عبور دلار از مرز ۲۰۰ هزار تومان را به عملکرد جمهوری اسلامی مرتبط کرده و در چارچوب مقایسه میان گذشته و امروز درباره وضعیت اقتصادی ایران موضع گرفته است. این محتوا در شبکه سلطنت‌طلبان بازتاب قابل توجهی داشته است.

در اینجا، نرخ ارز فقط یک شاخص اقتصادی نیست؛ به ابزاری برای روایت‌سازی درباره تغییرات تاریخی و ارزیابی دوره‌های مختلف حکمرانی تبدیل شده است.

۷. اعتصاب و بازار؛ وقتی بحران اقتصادی به رفتار اجتماعی وصل می‌شود

در بخشی از محتوا، افزایش قیمت ارز و طلا با گزارش‌هایی درباره تعطیلی یا اختلال فعالیت برخی اصناف و اعتصاب‌ها پیوند خورده است. بازار طلا در این میان جایگاه ویژه‌ای دارد و برخی کاربران اختلال در معاملات یا فعالیت‌های صنفی را نشانه‌ای از گسترش فشار اقتصادی دانسته‌اند.

موضوع اعتصاب در ابرهشتگ‌ها نیز حضور داشته و همین مسئله نشان می‌دهد که این مفهوم در بخشی از گفت‌وگوی پیرامون بازار ارز و طلا برجسته شده است.

در عین حال، داده‌های شبکه اجتماعی باید در همین چارچوب خوانده شوند: برجسته شدن یک هشتگ یا افزایش انتشار درباره اعتصاب، به‌خودی‌خود اندازه واقعی یک رویداد اجتماعی را مشخص نمی‌کند؛ بلکه نشان می‌دهد این موضوع در گفت‌وگوی آنلاین تا چه اندازه مورد توجه قرار گرفته است.

۸. از اقتصاد تا انتظار سیاسی از چهره‌های مشهور

بخشی از گفت‌وگوهای سیاسی پیرامون بازار ارز به واکنش چهره‌های مشهور نیز کشیده شده است. در گزارش، واکنش بخشی از کاربران مخالف جمهوری اسلامی به اظهارات عادل فردوسی‌پور نمونه‌ای از این روند معرفی شده است.

موضوع اصلی این بود که اظهاراتی که در چارچوب مسائل روزمره و دعوت به تماشای فوتبال مطرح شده بودند، از سوی بخشی از کاربران مخالف حکومت به‌عنوان عدم همراهی با فضای اعتراضی تفسیر شدند. این نمونه نشان می‌دهد در فضای سیاسی‌شده شبکه‌های اجتماعی، حتی مواضع غیرسیاسی چهره‌های عمومی نیز می‌تواند وارد بحث‌های مربوط به بحران اقتصادی و اعتراض شود.

۹. دلار و طلا در زبان روزمره کاربران

شاید ملموس‌ترین بخش داده‌ها در میان روزمره‌نویس‌ها دیده شود؛ جایی که آمار اقتصادی به تجربه شخصی تبدیل می‌شود. کاربران درباره خرید، ازدواج، تحصیل، مهاجرت، پس‌انداز و برنامه‌های آینده صحبت کرده‌اند و تغییر قیمت دلار را با اتفاقات زندگی خود مقایسه کرده‌اند.

در این محتواها طنز تلخ، خشم و ناامیدی در کنار یکدیگر دیده می‌شود. طلا نیز در برخی روایت‌ها با مفاهیمی مانند مهریه، مراسم ازدواج و پس‌انداز گره خورده و افزایش ارزش آن، معنای سنتی این دارایی را تحت تأثیر قرار داده است.

مضامین جریان روزمره‌نویس‌ها در گزارش بر کاهش کیفیت زندگی، تأثیر تورم بر سبک زندگی، تغییر جایگاه طلا و فشار اقتصادی بر آینده نسل جوان تأکید دارد.

در این بخش، شبکه اجتماعی بیش از آنکه محل بحث درباره سیاست ارزی باشد، تبدیل به فضایی برای ثبت تجربه زندگی در شرایط تورمی شده است.

۱۰. پیوند میان بحران اقتصادی، اعتراض و تنش نظامی

در آخرین محور گزارش، بخشی از جریان‌های مخالف تلاش کرده‌اند افزایش قیمت ارز و طلا را در چارچوب بزرگ‌تری از نارضایتی اجتماعی، اعتراض و تنش نظامی تفسیر کنند. در این روایت، فشار اقتصادی می‌تواند به نارضایتی اجتماعی متصل شود و سپس در کنار سایر تنش‌های سیاسی و امنیتی قرار گیرد.

در مقابل، جریان‌های حامی نظام نیز همین پیوند را از زاویه دیگری روایت کرده‌اند و افزایش فشار اقتصادی را در کنار فعالیت جریان‌های مخالف و فشار خارجی بررسی کرده‌اند. در نتیجه، یک اتفاق واحد، یعنی افزایش قیمت ارز و طلا، در دو سوی شبکه به دو روایت متفاوت از آینده جامعه تبدیل شده است. مضامین جریان‌های مختلف نیز این دوگانه را نشان می‌دهد: از نسبت دادن بحران به سیاست‌های داخلی و خارجی و تشدید فقر، تا نسبت دادن آن به تحریم‌ها و اقدامات خارجی و حمایت از سیاست‌های دولت و بانک مرکزی.

جمع‌بندی؛ وقتی قیمت دلار چند معنای متفاوت پیدا می‌کند

داده‌های شانزده روز ابتدایی شهریور نشان می‌دهد گفت‌وگو درباره ارز و طلا در شبکه ایکس، مجموعه‌ای از روایت‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را هم‌زمان در خود جای داده است. ۲۵۷٬۶۹۰ پست از سوی ۶۶٬۸۸۲ کاربر در این بازه منتشر شده و نسبت بازنشر ۶۰.۷ درصدی نشان می‌دهد گردش محتوای منتشرشده بخش مهمی از این گفت‌وگو را شکل داده است.

در سطح شبکه، جریان‌های سیاسی مختلف در کنار کاربران روزمره‌نویس و گروه‌های میانی قرار گرفته‌اند. در سطح محتوا نیز یک اتفاق واحد، یعنی افزایش قیمت ارز و طلا، معانی متفاوتی پیدا کرده است: برای برخی نشانه بحران اقتصادی و کاهش قدرت خرید است، برای برخی نتیجه فشارهای خارجی و تحریم‌ها، برای بخشی تجربه‌ای روزمره از دشوارتر شدن زندگی و برای برخی دیگر موضوعی مرتبط با اعتراض، اعتصاب و آینده سیاسی کشور.

همین تفاوت میان «موضوع» و «روایت» یکی از مهم‌ترین نکاتی است که در تحلیل سوشال لیسنینگ باید در نظر گرفت. عددی مانند نرخ دلار می‌تواند در بازار یک معنا داشته باشد، اما در شبکه اجتماعی، بسته به اینکه چه کسی درباره آن صحبت می‌کند، چه محتوایی بازنشر می‌شود و این محتوا در چه شبکه‌ای قرار دارد، به روایت‌های متفاوتی متصل می‌شود.

تحلیل سوشال لیسنینگ مهتا در این گزارش، از همین زاویه به بازار ارز و طلا نگاه می‌کند: به‌جای اینکه فقط بپرسیم «چه اتفاقی برای قیمت افتاده است؟»، می‌توان بررسی کرد که مردم درباره این اتفاق چه می‌گویند، کدام روایت‌ها بیشتر گردش پیدا می‌کنند، چه گروه‌هایی در شکل‌گیری آن‌ها نقش دارند و یک تغییر اقتصادی چگونه وارد تجربه روزمره و گفت‌وگوی اجتماعی می‌شود.

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت