4

معرفی مسکات جدید پگاه و واکنش‌ها در شبکه‌های اجتماعی

زمان مطالعه: ۵ دقیقه

«گاو ما رو ندیدین؟»

چند کلمه ساده که در شهریور امسال روی بیلبوردهای پگاه ظاهر شد و خیلی زود یک سؤال دیگر را به وجود آورد: چرا پگاه باید گاوی را که سال‌ها یکی از شناخته‌شده‌ترین نشانه‌هایش بوده، از تصویر حذف کند؟

ماجرا در ظاهر درباره گم شدن یک گاو بود، اما در واقع به معرفی یک تغییر در هویت بصری پگاه ختم شد؛ گاوی که این بار قرار است به‌عنوان مسکات یا شخصیت برند، در ارتباطات آینده پگاه حضور داشته باشد.

پگاه در مرحله اول، بدون توضیح مستقیم درباره اتفاقی که در حال رخ دادن بود، تصویر آشنای گاو را از کنار شیشه شیر حذف کرد و با یک پرسش، روایت را ناتمام گذاشت. رسانه‌های تخصصی تبلیغات نیز این حرکت را در چارچوب تبلیغات تیزینگ تحلیل کردند؛ روشی که با ایجاد ابهام، مخاطب را برای دنبال کردن ادامه داستان درگیر می‌کند. اجرای محیطی کمپین ابتدا از تهران شروع شد و قرار بود در شهرهای دیگر نیز ادامه پیدا کند.

چند روز بعد، پاسخ منتشر شد: «این شما و این گاو ما».

اما گاوی که پیدا شد، همان گاو آشنای سال‌های قبل نبود. پگاه از مسکات جدید خود رونمایی کرد؛ شخصیتی که قرار است در ادامه ارتباطات برند، از تبلیغات و شبکه‌های اجتماعی تا طراحی‌های آینده، نقش پررنگ‌تری داشته باشد. دی‌ام‌برد نیز رونمایی از این مسکات را به‌عنوان مرحله اوپنینگ کمپین پوشش داده است.

پگاه در توضیح این تغییر، بر حفظ بخشی از نشانه‌های هویت قدیمی و دادن شخصیت تازه به گاو تأکید کرده است؛ رویکردی که قرار است ارتباط میان میراث قدیمی برند و مخاطبان نسل جدید را برقرار کند.

اما یک سؤال مهم‌تر باقی می‌ماند: این کمپین در شبکه‌های اجتماعی چگونه دیده شد؟

برای پاسخ به این سؤال، مهتا مجموعه‌ای از گفتگوهای منتشرشده درباره کمپین و مسکات جدید پگاه را در اینستاگرام و ایکس بررسی کرده است.

یک گاو که خیلی زود از بیلبورد بیرون آمد

یکی از قابل‌توجه‌ترین اتفاقات کمپین، فاصله گرفتن آن از رسانه‌های رسمی پگاه بود. پس از انتشار عبارت «گاو ما رو ندیدین؟»، کسب‌وکارها و صفحات مختلف در اینستاگرام شروع کردند به ساختن روایت‌های خودشان از گاو گمشده.

در داده‌های بررسی‌شده مهتا، نمونه‌های متعددی از این واکنش دیده می‌شود: «گاو پگاه اینجاست»، «گاو شما پیش ماست»، «گاو پگاه اومده پیش ما» و روایت‌هایی که گاو را به کافه، فروشگاه، شرکت، سفر، کلاس آموزشی، رویداد یا حتی دفتر یک کسب‌وکار برده‌اند.

در اینجا دیگر برند فقط یک کمپین را اجرا نمی‌کرد؛ دیگران داشتند با ایده اصلی کمپین محتوا تولید می‌کردند.

این اتفاق از منظر سوشال لیسنینگ مهم است، چون نشان می‌دهد ایده «گاو گمشده» قابلیت بازتولید داشته است. کسب‌وکارهای مختلف توانستند بدون نیاز به توضیح طولانی، همان جمله را وارد فضای ارتباطی خود کنند و گاو را بخشی از داستان خودشان قرار دهند.

1 2

حتی پگاه نیز در یکی از ارتباطات رسمی خود به همین موضوع اشاره کرده و گفته است بیلبوردها کنجکاوی ایجاد کردند و همراهی فعالان اکوسیستم مارکتینگ به این جریان جان تازه‌ای داد.

در نتیجه، یکی از مهم‌ترین دستاوردهای قابل مشاهده کمپین در شبکه‌های اجتماعی، تبدیل شدن یک پیام تبلیغاتی به قالبی برای تولید محتوای دیگران بود.

از شوخی برندها تا شوخی‌های کاربران

اما واکنش کاربران به کمپین فقط در فضای تبلیغاتی باقی نماند.

در اینستاگرام، بخش قابل‌توجهی از محتواها لحن طنز داشتند. کسب‌وکارها گاو پگاه را به محل کار، کافه، فروشگاه یا مجموعه خودشان بردند و با همان روایت «پگاه جان، گاوتون پیش ماست» محتوای تبلیغاتی ساختند.

در ایکس، دامنه این شوخی‌ها گسترده‌تر شد.

کاربران درباره اینکه گاو کجا بوده، چرا ناپدید شده، چرا برگشته و حتی اینکه چرا ظاهر جدیدی پیدا کرده شوخی کردند. بخشی از این واکنش‌ها به خاطره قدیمی گاو پگاه مربوط می‌شد؛ بعضی کاربران از علاقه خود به گاو قدیمی نوشتند و برخی دیگر تغییر آن را با خاطراتشان از بسته‌بندی‌ها و تبلیغات قدیمی پگاه مقایسه کردند.

در کنار این شوخی‌ها، کمپین وارد موضوعات روزمره و اجتماعی نیز شد. برخی کاربران عبارت «گاو ما رو ندیدین؟» را به مسائل اقتصادی و سیاسی، قیمت دلار و عملکرد مدیران پیوند زدند. در نمونه‌های استخراج‌شده توسط مهتا، حتی انتقادهایی درباره هزینه‌های برندینگ پگاه و کمپین‌های قبلی این برند نیز دیده می‌شود.

این بخش از داده‌ها یک نکته مهم را نشان می‌دهد: وقتی یک ایده وارد زبان کاربران می‌شود، برند دیگر کنترل کاملی بر معنای آن ندارد.

کاربر می‌تواند همان ایده را در چارچوب طنز، خاطره، نقد اقتصادی یا حتی کنایه سیاسی استفاده کند. این اتفاق الزاماً نشانه موفقیت یا شکست کمپین نیست؛ اما نشان می‌دهد ایده توانسته وارد گفت‌وگوی روزمره کاربران شود.

 

2 2

مسئله فقط «گاو جدید» نیست؛ مسئله حافظه برند است

شاید مهم‌ترین بخش واکنش‌ها به مسکات جدید، مقایسه میان گاو قدیمی و گاو جدید باشد.

گاو برای پگاه صرفاً یک تصویر تبلیغاتی نبوده است. در بخشی از گفتگوهای بررسی‌شده، کاربران از آن به‌عنوان بخشی از خاطرات چند دهه گذشته یاد کرده‌اند. برخی نوشته‌اند که این گاو را از کودکی روی محصولات پگاه می‌شناختند و برخی نسبت به تغییر ظاهر آن واکنش نشان داده‌اند.

از طرف دیگر، بخشی از کاربران و فعالان حوزه برندینگ نیز دقیقاً از همین زاویه به کمپین نگاه کرده‌اند: اگر گاو قدیمی یکی از دارایی‌های بصری پگاه بوده، آیا مسکات جدید می‌تواند همان میزان یادآوری و ارتباط عاطفی را ایجاد کند؟

این بحث حتی در واکنش‌های تخصصی‌تر نیز دیده می‌شود. برخی تحلیل‌ها، حذف گاو از بیلبورد را اقدامی هوشمندانه برای نشان دادن ارزش یک دارایی بصری دانسته‌اند؛ به این معنا که اگر حذف یک نشانه باعث شود مخاطب متوجه نبودنش شود، آن نشانه احتمالاً در حافظه برند جایگاه مهمی دارد.

در مقابل، برخی واکنش‌ها نسبت به طراحی و شخصیت مسکات جدید انتقادی بوده‌اند و این پرسش را مطرح کرده‌اند که آیا گاو جدید در حال حاضر یک «شخصیت» است یا صرفاً یک کاراکتر بصری تازه. این نقد در میان برخی فعالان حوزه برندینگ نیز دیده می‌شود.

در واقع، نقطه اصلی ماجرا همین‌جاست.

یک مسکات زمانی می‌تواند به دارایی برند تبدیل شود که فراتر از ظاهرش، شخصیت، رفتار و روایت پیدا کند. گاو جدید پگاه فعلاً در ابتدای این مسیر قرار دارد. کمپین توانسته آن را در معرض دید قرار دهد، اما اینکه این شخصیت در ذهن مخاطب تثبیت شود، به استفاده مداوم و ساختن روایت‌های بعدی وابسته است.

3 1

سوشال لیسنینگ مهتا چه می‌گوید؟

بررسی گفتگوهای اینستاگرام و ایکس درباره کمپین پگاه، سه لایه متفاوت از واکنش مخاطبان را نشان می‌دهد.

اول؛ کمپین توانسته گفتگو ایجاد کند.
تکرار روایت «گاو پگاه اینجاست» در صفحات مختلف نشان می‌دهد ایده اصلی برای بازتولید در شبکه‌های اجتماعی ظرفیت داشته و دیگران توانسته‌اند آن را وارد محتوای خود کنند.

دوم؛ گاو به زبان مشترک برای شوخی تبدیل شده است.
از کافه و فروشگاه گرفته تا کسب‌وکارهای مختلف، بسیاری از صفحات از گم شدن گاو به‌عنوان یک موقعیت طنز استفاده کرده‌اند. در ایکس نیز کاربران همین عبارت را وارد شوخی‌های روزمره، اجتماعی و سیاسی کرده‌اند.

سوم؛ تغییر مسکات، بحث درباره حافظه برند را دوباره فعال کرده است.
بخشی از واکنش‌ها به خود گاو جدید مربوط است، اما بخش دیگری درباره گاو قدیمی و خاطره‌ای است که برای بخشی از مخاطبان با پگاه گره خورده. بنابراین گفت‌وگوی شکل‌گرفته فقط درباره یک کاراکتر جدید نیست؛ درباره این است که پگاه چگونه می‌خواهد یک نشانه قدیمی را به زبان جدیدی روایت کند.

از این زاویه، شاید مهم‌ترین نتیجه کمپین را نباید فقط در میزان دیده‌شدن یک بیلبورد یا تعداد محتواهای تولیدشده جست‌وجو کرد. اتفاق مهم‌تر این است که یک نشانه قدیمی برند، دوباره به موضوع گفت‌وگو تبدیل شده است.

حالا مرحله بعدی برای پگاه مهم‌تر است: آیا گاو جدید می‌تواند از یک سوژه کمپینی به یک شخصیت ماندگار تبدیل شود؟

اگر در کمپین اول، سؤال «گاو ما رو ندیدین؟» باعث شد مخاطب دنبال گاو بگردد، در ادامه باید دید خود گاو چه چیزی برای گفتن دارد.

 

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت