این مقاله تصویری از سازمان صدا و سیما در نگاه کاربران ایکس فارسی، از آغاز جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ ارائه میکند. در این بازه، حدود ۲۶۰ هزار پست از سوی بیش از ۶۶ هزار کاربر منتشر شده و نسبت بازنشر ۷۷.۹۶ درصدی نشان میدهد که بخش بزرگی از گفتوگوها نه از مسیر تولید محتوای مستقل، بلکه از طریق بازنشر، تقویت روایتها و گردش سریع پیامها شکل گرفته است. تمرکز این مقاله بر این است که صدا و سیما در فضای جنگ، رقابت روایتها، پوشش رخدادهای حساس، بحران اعتماد عمومی و واکنش کاربران نسبت به عملکرد رسانه رسمی چگونه دیده شده و چه روندهایی در اطراف آن شکل گرفته است.
هشتگها و روند انتشار محتوا
بررسی ابرهشتگها نشان میدهد که گفتوگو درباره صدا و سیما در ایکس فارسی، در پیوند مستقیم با فضای جنگ و رقابت روایتها شکل گرفته است. در این بازه، بخش مهمی از هشتگها حول نقش صدا و سیما در پوشش اخبار جنگ، روایت رسمی از رخدادها و واکنش کاربران به عملکرد این سازمان شکل گرفتهاند. همچنین بخشی از هشتگها، صدا و سیما را در ارتباط با موضوعاتی مانند اعتماد عمومی، اعتبار رسانهای و نسبت آن با افکار عمومی بازنمایی کردهاند.
مطابق روند زمانی انتشار محتوا، موج بحثها در ابتدای بازه با یک جهش شدید آغاز شده است؛ جهشی که عمدتاً تحت تأثیر حجم بالای اخبار جنگ، بهویژه ترور رهبر شهید انقلاب و برخی مقامات، شکل گرفت. پس از این قله اولیه، روند انتشار وارد دورهای نوسانی و کمدامنهتر شد و بحثها بیشتر در قالب واکنشهای مقطعی ادامه یافت. با این حال، در نیمه انتهایی بازه، قله مهم دیگری شکل گرفت که عمدتاً به موج واکنشها نسبت به آموزش استفاده از سلاح در صدا و سیما مربوط بود؛ موضوعی که بار دیگر این سازمان را به مرکز گفتوگوها و نقدهای کاربران در فضای ایکس بازگرداند.

مضامین اصلی درباره صدا و سیما
در سطح روایتشناسی، یکی از محورهای اصلی گفتوگوها درباره صدا و سیما به مسئله اعتماد، اعتبار رسانهای و مرجعیت خبری مربوط است. کاربران درباره نسبت صدا و سیما با واقعیتهای جنگ، نحوه پوشش اخبار، سرعت و دقت اطلاعرسانی، پنهانکاری یا شفافیت و فاصله آن با برداشت عمومی بحث کردهاند. در همین چارچوب، موضوعاتی مانند واگذاری مرجعیت خبری به رسانههای دیگر، ضرورت اصلاح حکمرانی رسانهای، پایان انحصار رسانهای و فاصله گرفتن رسانه ملی از بخشی از جامعه نیز پرتکرار بوده است.
محور دوم، نقش صدا و سیما در روایتسازی جنگ و مدیریت افکار عمومی است. بخشی از محتواها این سازمان را در جایگاه رسانهای برای پوشش تحولات جنگ، روایت جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی، نمایش اقتدار دفاعی، مقابله با شایعات و پوشش شهدا بازنمایی کردهاند. در مقابل، بخش دیگری از گفتوگوها بر نقد روایتهای جنگی، ادعاهای پیروزیساز، بزرگنماییهای رسانهای، مصادره شهدا و تولید روایتهای غیرواقعی از جنگ تمرکز داشتهاند.
محور سوم به تصویر سازمانی صدا و سیما، مجریان و زیرساخت رسانهای آن مربوط است. در این بخش، موضوعاتی مانند تندروی برخی مجریان، نمایش اسلحه و نظامیسازی آنتن، گافها و کیفیت پایین برنامهسازی، هک و اختلال در پخش، آسیبپذیری زیرساخت رسانهای و تشبیه صدا و سیما به دیگر رسانههای روایتساز مطرح شده است. همچنین بخشی از محتواها صدا و سیما را با مفاهیمی مانند کنترل اجتماعی، تهدید، اعتراف اجباری، شکافهای درونحاکمیتی و نقش آن در منازعه رسانهای پس از جنگ پیوند دادهاند.

۱. صدا و سیما در بحران اخیر با چه بحرانهایی مواجه شده است؟
دادهها نشان میدهد صدا و سیما در این بازه فقط با نقد محتوایی یا اعتراض به چند برنامه خاص روبهرو نبوده، بلکه مجموعهای از بحرانهای بههمپیوسته پیرامون آن شکل گرفته است. مهمترین بحران، بحران اعتماد و مرجعیت خبری است؛ یعنی بخشی از کاربران همچنان صدا و سیما را کانال اعلام رسمی اخبار حساس میدانند، اما لزوماً روایت آن را دقیق، کامل یا اقناعکننده تلقی نمیکنند. تأخیر در اطلاعرسانی، ابهام در خبرهای حساس، طولانیگویی، روایتهای گزینشی و عقبماندن از منابع بیرونی، از جمله محورهایی است که باعث شده تصویر این سازمان در لحظه بحران، «حاضر اما ناکافی» ارزیابی شود.
در کنار این، چند بحران دیگر نیز برجسته شده است: بحران حرفهایگری در آنتن، بحران تصویر سازمانی و بحران امانتداری رسانهای. نمایش سلاح و آموزش نظامی در تلویزیون، میداندادن به چهرهها و ادبیات تند، گافها و کیفیت پایین برخی برنامهها، هک و اختلال در پخش و همچنین ماجرای حذف یا تغییر واژه «مسئولان» در پیام رهبری، همگی به تردید درباره دقت، استقلال و مسئولیتپذیری رسانه دامن زدهاند. بهویژه موضوع سانسور یا اصلاح پیام رهبری نشان داد که مسئله اعتماد فقط به بیرون از بدنه مخاطبان سنتی صدا و سیما محدود نیست و میتواند از درون پایگاه مخاطبان این سازمان نیز به چالش کشیده شود.

۲. کاربران ایکس، اعتماد اجتماعی به صدا و سیما را چگونه ارزیابی کردهاند؟
تصویر بهدستآمده از دادهها نشان میدهد اعتماد اجتماعی به صدا و سیما وضعیتی فرسوده و مشروط دارد. این سازمان همچنان در برخی بزنگاهها، بهویژه هنگام اعلام خبرهای رسمی درباره جنگ، شهادت مقامات ارشد، جانشینی یا مواضع رسمی کشور، نقش «مرجع اعلام رسمی» را حفظ کرده است. اما این مرجعیت بیشتر به جایگاه نهادی صدا و سیما مربوط است، نه الزاماً به اعتماد کامل کاربران به روایت آن. به بیان دیگر، کاربران ممکن است برای تأیید نهایی یک خبر حساس منتظر اعلام صدا و سیما بمانند، اما همزمان نسبت به سرعت، شفافیت و صداقت روایت آن تردید داشته باشند.
از نظر اجتماعی، مسئله اصلی این است که صدا و سیما در رقابت با شبکههای اجتماعی، رسانههای آنلاین و شبکههای فارسیزبان بیرونی، بخشی از مرجعیت خبری خود را از دست داده است. کاربران در لحظه بحران، فقط به روایت تلویزیون اتکا نمیکنند و اخبار را از مسیرهای موازی دنبال میکنند. همین وضعیت باعث شده اعتماد به صدا و سیما نه بهصورت قطعی و عمومی، بلکه بهصورت محدود، مقطعی و وابسته به نوع خبر دیده شود. در موضوعاتی مانند اعلام شهادت رهبری و جانشینی، صدا و سیما مرجع رسمی باقی ماند، اما در اقناع افکار عمومی و رفع ابهام، ضعیف ارزیابی شد.
۳. رقابت صدا و سیما با شبکههای اجتماعی و رسانههای بیرونی چه اثری بر مرجعیت خبری آن گذاشته است؟
یکی از مهمترین یافتههای متن این است که صدا و سیما دیگر تنها میدان روایتسازی در بحران نیست. در شرایط جنگ، کاربران اخبار را از شبکههای اجتماعی، رسانههای آنلاین، کانالهای غیررسمی و شبکههای ماهوارهای دنبال کردهاند و سپس روایت صدا و سیما را با این منابع مقایسه کردهاند. این وضعیت باعث شده نقش صدا و سیما از «منبع اصلی خبر» به «یکی از منابع تأیید یا روایت رسمی» تغییر کند. بنابراین حتی وقتی صدا و سیما خبر مهمی را اعلام میکند، کاربران آن را در کنار روایتهای دیگر میسنجند، نه بهعنوان تنها روایت معتبر.
این رقابت، فشار مضاعفی بر صدا و سیما وارد کرده است. از یک سو، ضعف در اطلاعرسانی سریع، شفاف و دقیق میتواند مخاطب را به سمت منابع بیرونی سوق دهد؛ از سوی دیگر، محدودیت اینترنت و کاهش دسترسی آزاد به اطلاعات نیز باعث میشود مسئله مرجعیت خبری حساستر شود. در متن، بارها به این نکته اشاره شده که ضعف عملکرد رسانه رسمی و محدودیت دسترسی به اینترنت، میتواند کاربران را بیش از گذشته به سمت منابع جایگزین هدایت کند. بنابراین بحران صدا و سیما فقط بحران محتوا نیست، بلکه بحران جایگاه آن در یک اکوسیستم رسانهای متکثر و رقابتی است.
2 دیدگاه روشن تصویر سازمان صدا و سیما در نگاه کاربران ایکس فارسی
درود بر شما
به نظرم برای درک بهتر این گزارش باید داده ها و اطلاعاتی که منجر به انتشار این مقاله شده است به صورت نمودارهای اینفوگرافی منسجم و مرتبط با مقاله در کنار متن آن منتشر گردد تا اطلاعات قابل لمس و درک گردد.
با سپاس از توجه شما
تشکر از توجه شما
تصاویر به روز رسانی شد