7

اگر اینترنت نبود، برندها چه چیزهایی را درباره مشتریانشان نمی‌دانستند؟

زمان مطالعه: ۴ دقیقه

اینترنت شیوه ارتباط مشتریان با برندها را تغییر داده است. پیش از گسترش شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های آنلاین، بخش زیادی از اطلاعات کسب‌وکارها درباره مشتریان از طریق نظرسنجی‌ها، تماس با واحد پشتیبانی، تحقیقات بازار و بازخوردهای مستقیم به دست می‌آمد. این روش‌ها همچنان اهمیت دارند، اما تصویر کاملی از تجربه و دیدگاه مشتریان ارائه نمی‌کنند. بسیاری از افراد ممکن است هیچ‌وقت نارضایتی خود را مستقیماً با یک برند در میان نگذارند، اما درباره تجربه‌شان در شبکه‌های اجتماعی بنویسند، محصولی را با دیگران مقایسه کنند یا درباره یک خدمت مشخص نظر بدهند.

اینترنت فضایی فراهم کرده است که مشتریان بتوانند تجربه‌های خود را با دیگران به اشتراک بگذارند و درباره محصولات، خدمات و برندها گفت‌وگو کنند. این گفت‌وگوها، در صورت تحلیل درست، اطلاعات ارزشمندی درباره انتظارات، دغدغه‌ها و رفتار مصرف‌کنندگان در اختیار کسب‌وکارها قرار می‌دهند. اما این داده‌ها دقیقاً چه چیزی را درباره مشتریان آشکار می‌کنند؟

صدای مشتری فقط در تماس با پشتیبانی شنیده نمی‌شود

وقتی صحبت از بازخورد مشتری می‌شود، معمولاً تماس با پشتیبانی، ثبت شکایت یا پاسخ به نظرسنجی به ذهن می‌رسد. با این حال، تجربه مشتری در همین کانال‌ها خلاصه نمی‌شود. ممکن است فردی پس از خرید یک محصول، تجربه خود را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کند، درباره تأخیر در ارسال سفارش بنویسد یا در پاسخ به پست یکی دیگر از کاربران، از کیفیت خدمات یک برند بگوید.

این گفت‌وگوها می‌توانند بخش‌هایی از تجربه مشتری را نشان دهند که در گزارش‌های رسمی کمتر دیده می‌شوند. برای مثال، اگر کاربران یک فروشگاه اینترنتی بارها درباره دشواری فرایند بازگشت کالا صحبت کنند، این موضوع می‌تواند نشانه‌ای از وجود مشکل در یکی از مراحل تجربه خرید باشد؛ حتی اگر تعداد شکایت‌های ثبت‌شده در واحد پشتیبانی چندان زیاد نباشد.

رصد گفت‌وگوهای عمومی به برندها کمک می‌کند بازخوردهایی را شناسایی کنند که لزوماً مستقیماً خطاب به آن‌ها نوشته نشده‌اند. به این ترتیب، کسب‌وکارها می‌توانند تصویری گسترده‌تر از تجربه مشتری به دست آورند و موضوعات تکرارشونده را بهتر تشخیص دهند.

 

1 6

گفت‌وگوهای آنلاین چه چیزی درباره نیازها و انتظارات مشتریان آشکار می‌کنند؟

مشتریان در فضای آنلاین فقط درباره تجربه خرید گذشته صحبت نمی‌کنند؛ آن‌ها درباره انتظارات، ترجیحات و نیازهای خود نیز اطلاعاتی ارائه می‌دهند. بررسی این گفت‌وگوها می‌تواند به شناسایی ویژگی‌های موردعلاقه کاربران، مشکلات محصولات و حتی نیازهایی کمک کند که هنوز راه‌حل مناسبی برای آن‌ها ارائه نشده است.

برای مثال، تصور کنید کاربران یک محصول غذایی بارها درباره اندازه بسته‌بندی، ترکیبات یا قیمت آن گفت‌وگو می‌کنند. بررسی این نظرات می‌تواند به برند نشان دهد کدام ویژگی‌ها برای مشتریان اهمیت بیشتری دارند و چه تغییراتی ممکن است با استقبال آن‌ها روبه‌رو شود. در صنعت خدمات نیز تکرار صحبت درباره سرعت پاسخ‌گویی، سهولت استفاده از اپلیکیشن یا شفافیت هزینه‌ها می‌تواند نشانه‌ای از اولویت‌های مشتریان باشد.

یکی دیگر از کاربردهای این داده‌ها، شناسایی تغییرات در انتظارات مصرف‌کنندگان است. افزایش گفت‌وگو درباره یک ویژگی یا شکل‌گیری موضوعی تازه در میان کاربران می‌تواند نقطه شروعی برای بررسی یک تغییر احتمالی در بازار باشد. البته افزایش حجم گفتگو به‌تنهایی اثبات نمی‌کند که نیاز همه مشتریان تغییر کرده است؛ این نشانه باید در کنار داده‌های دیگر و روندهای زمانی بررسی شود.

 

2 4

چگونه از شبکه‌های اجتماعی برای شناخت رقبا و تغییرات بازار استفاده می‌شود؟

اینترنت امکان بررسی گفت‌وگوهای عمومی درباره برندهای رقیب را نیز فراهم کرده است. کاربران معمولاً محصولات و خدمات مختلف را با یکدیگر مقایسه می‌کنند و درباره نقاط قوت و ضعف هرکدام نظر می‌دهند. تحلیل این نظرات می‌تواند به کسب‌وکارها نشان دهد مشتریان هنگام انتخاب میان گزینه‌های مختلف به چه معیارهایی توجه می‌کنند.

برای مثال، اگر در گفت‌وگوهای مربوط به چند سرویس حمل‌ونقل، سرعت ارسال، هزینه و امکان پیگیری سفارش مرتب تکرار شوند، این موضوع می‌تواند به شناسایی معیارهای مهم مقایسه در آن بازار کمک کند. همچنین، بررسی واکنش کاربران به عرضه یک محصول جدید یا اجرای یک کمپین تبلیغاتی می‌تواند اطلاعاتی درباره برداشت مخاطبان از پیام برند و تفاوت آن با پیام رقبا ارائه دهد.

رصد رقبا صرفاً به معنای بررسی تعداد اشاره‌ها یا میزان محبوبیت آن‌ها نیست. آنچه اهمیت دارد، شناخت موضوعات مطرح‌شده، دلایل رضایت یا نارضایتی و انتظارات مشترک کاربران است. این اطلاعات می‌توانند در تصمیم‌گیری درباره توسعه محصول، بهبود خدمات و طراحی پیام‌های بازاریابی مؤثر باشند.

چرا حجم زیاد داده به‌تنهایی برای شناخت مشتری کافی نیست؟

با وجود حجم بالای اطلاعات در اینترنت، دسترسی به داده لزوماً به معنای شناخت بهتر مشتری نیست. تعداد زیادی پست و نظر ممکن است در نگاه اول تصویری روشن از یک موضوع ارائه دهند، اما بدون بررسی زمینه و کیفیت داده‌ها، احتمال برداشت اشتباه وجود دارد.

برای مثال، افزایش ناگهانی تعداد پست‌های مربوط به یک برند ممکن است ناشی از یک کمپین تبلیغاتی، انتشار یک خبر یا بازنشر گسترده یک محتوای خاص باشد. بنابراین، نمی‌توان صرفاً بر اساس افزایش تعداد پست‌ها نتیجه گرفت که علاقه کاربران به برند بیشتر شده است. همچنین، تعداد پست‌ها با تعداد افرادی که درباره یک موضوع صحبت کرده‌اند یکسان نیست؛ ممکن است تعداد محدودی از کاربران سهم زیادی از محتوا را تولید یا بازنشر کرده باشند.

توجه به احساسات کاربران نیز به همین اندازه اهمیت دارد. یک نظر منفی ممکن است انتقادی جدی درباره کیفیت محصول باشد یا صرفاً واکنشی به یک اتفاق خاص. شناخت این تفاوت‌ها به بررسی متن، زمینه انتشار و ارتباط آن با سایر گفت‌وگوها نیاز دارد.

به همین دلیل، تحلیل داده‌های آنلاین باید فراتر از شمارش محتوا باشد. دسته‌بندی موضوعات، بررسی روندها، شناسایی کاربران و منابع اثرگذار و تحلیل احساسات می‌توانند به تفسیر دقیق‌تر داده‌ها کمک کنند. در عین حال، گفت‌وگوهای آنلاین لزوماً نماینده تمام مشتریان یک برند نیستند و بهتر است در کنار سایر منابع اطلاعاتی بررسی شوند.

3 3

از داده‌های پراکنده تا شناخت بهتر مشتری

اینترنت فضایی ایجاد کرده است که در آن بخش زیادی از تجربه‌ها، انتظارات و واکنش‌های مشتریان در قالب گفت‌وگوهای عمومی قابل مشاهده است. با این حال، ارزش این اطلاعات زمانی مشخص می‌شود که بتوان از میان حجم گسترده محتوا، موضوعات مهم و الگوهای معنادار را شناسایی کرد.

سوشال لیسنینگ به کسب‌وکارها کمک می‌کند گفت‌وگوهای مرتبط با برند، محصولات، رقبا و موضوعات بازار را رصد و تحلیل کنند. با استفاده از این رویکرد می‌توان تغییرات حجم گفتگو، موضوعات پرتکرار، احساسات کاربران و دلایل احتمالی شکل‌گیری واکنش‌ها را بررسی کرد.

برای مثال، شناسایی تکرار یک انتقاد می‌تواند زمینه بررسی یک مشکل در تجربه مشتری را فراهم کند؛ افزایش گفت‌وگو درباره یک ویژگی محصول می‌تواند به طرح فرضیه‌ای درباره نیاز بازار منجر شود و مقایسه نظرات کاربران درباره چند برند می‌تواند معیارهای مهم انتخاب را آشکار کند.

در نهایت، اینترنت امکان شنیدن صداهایی را فراهم کرده است که ممکن بود در روش‌های سنتی جمع‌آوری بازخورد کمتر دیده شوند. سوشال لیسنینگ به برندها کمک می‌کند این صداها را بهتر بشنوند، ارتباط میان آن‌ها را درک کنند و یافته‌های حاصل را در کنار سایر داده‌ها برای تصمیم‌گیری آگاهانه‌تر به کار بگیرند.

 

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت