1

چگونه از هوش مصنوعی استفاده کنیم بدون اینکه اعتماد مخاطب را از دست بدهیم؟

زمان مطالعه: ۵ دقیقه

استفاده از هوش مصنوعی برای برندها دیگر یک انتخاب دور از دسترس یا صرفاً یک روند تکنولوژیک نیست. بسیاری از تیم‌های بازاریابی و محتوا از  هوش مصنوعی  برای ایده‌پردازی، تولید متن و تصویر، تحلیل داده، شخصی‌سازی محتوا و افزایش سرعت تولید استفاده می‌کنند. اما هم‌زمان با گسترش این کاربردها، یک سؤال مهم‌تر شکل گرفته است: مخاطب تا کجا با استفاده برند از هوش مصنوعی همراه می‌شود؟

مسئله فقط کیفیت خروجی  هوش مصنوعی  نیست. مخاطب درباره چرایی استفاده از آن، میزان دخالت انسان و حتی صداقت برند در توضیح این فرایند قضاوت می‌کند. پژوهش مشترک Meltwater و YouGov روی نزدیک به ۱۰ هزار مصرف‌کننده در هفت بازار نشان می‌دهد که ۸۶ درصد افراد معتقدند برندها باید استفاده از هوش مصنوعی مولد در تولید محتوا را اعلام کنند. از سوی دیگر، ۳۲ درصد گفته‌اند اگر بدانند محتوای یک برند با  هوش مصنوعی  تولید شده، اعتمادشان به آن کاهش پیدا می‌کند.

بنابراین، مسئله برای برندها دیگر «استفاده کنیم یا نکنیم؟» نیست؛ سؤال این است که کجا، چگونه و با چه میزان نظارت انسانی از  هوش مصنوعی  استفاده کنیم؟

۱. شفافیت را از ابتدا وارد فرایند کنید

مخفی کردن استفاده از  هوش مصنوعی  لزوماً به معنای حفظ تجربه طبیعی مخاطب نیست. هرچه کاربران بیشتر با محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی آشنا می‌شوند، حساسیت آنها نسبت به منشأ محتوا نیز افزایش پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، اگر مخاطب بعداً متوجه شود که برند درباره نحوه تولید محتوا شفاف نبوده، مسئله می‌تواند از خودِ استفاده از  هوش مصنوعی  به مسئله‌ای درباره صداقت برند تبدیل شود.

شفافیت الزاماً به معنای قرار دادن یک برچسب بزرگ روی تمام محتواها نیست. اهمیت موضوع به نوع محتوا، میزان دخالت  هوش مصنوعی  و حساسیت پیام بستگی دارد. اما در موقعیت‌هایی که مخاطب انتظار دقت، اصالت یا پاسخ‌گویی بیشتری دارد، توضیح روشن درباره استفاده از  هوش مصنوعی  می‌تواند بخشی از فرایند اعتمادسازی باشد.

به همین دلیل، بهتر است برند پیش از استفاده گسترده از  هوش مصنوعی  مشخص کند در چه موقعیت‌هایی استفاده از آن باید اعلام شود و چه کسی مسئول تأیید نهایی محتواست.

۲. تصمیم نهایی را به  هوش مصنوعی  واگذار نکنید

 هوش مصنوعی  می‌تواند تولید محتوا را سریع‌تر کند، اما مسئولیت پیام همچنان با برند است.

این موضوع به‌خصوص در محتواهایی اهمیت دارد که با اعتبار برند، مسائل اجتماعی، سلامت، سیاست، اخبار یا بحران‌های ارتباطی سروکار دارند. در چنین زمینه‌هایی، یک خروجی ظاهراً دقیق ممکن است فاقد درک کافی از زمینه، لحن یا پیامدهای اجتماعی خود باشد.

نظارت انسانی باید بخشی واقعی از فرایند باشد؛ از بررسی اطلاعات و ادعاها گرفته تا اصلاح لحن، تشخیص خطا و تصمیم‌گیری درباره اینکه آیا اساساً این محتوا باید منتشر شود یا خیر.

داده‌های Meltwater و YouGov نیز نشان می‌دهد که مخاطبان نسبت به جایگزینی کامل انسان با  هوش مصنوعی  حساس‌اند؛ ۴۹ درصد پاسخ‌دهندگان گفته‌اند اگر هوش مصنوعی به‌طور کامل جایگزین تولیدکنندگان انسانی شود، اعتمادشان به برند کاهش پیدا می‌کند.

در نتیجه، استفاده حرفه‌ای از  هوش مصنوعی  بیشتر شبیه همکاری انسان و ماشین است تا حذف نقش انسان از فرایند تولید.

1 1

 

۳. برای همه محتواها یک نسخه واحد از هوش مصنوعی  نداشته باشید

مخاطب، استفاده از  هوش مصنوعی  را در همه موقعیت‌ها به یک شکل ارزیابی نمی‌کند.

طبق پژوهش Meltwater و YouGov، پذیرش محتوای تولیدشده با  هوش مصنوعی  در حوزه‌هایی مثل سرگرمی و تبلیغات بیشتر است، در حالی که این پذیرش در خبر و سیاست به شکل محسوسی کاهش پیدا می‌کند.

این تفاوت یک نکته مهم برای استراتژی برند دارد: سطح حساسیت مخاطب باید در تصمیم‌گیری درباره کاربرد  هوش مصنوعی  لحاظ شود.

برای مثال، استفاده از  هوش مصنوعی  برای ساخت چند ایده اولیه یک کمپین تبلیغاتی با استفاده از آن برای نوشتن بیانیه رسمی مدیرعامل یک برند یکسان نیست. تولید یک تصویر مفهومی برای یک پست شبکه اجتماعی نیز با ساخت تصویری که قرار است یک رویداد واقعی را به مخاطب نشان دهد، پیامد متفاوتی دارد.

بنابراین، پیش از استفاده از  هوش مصنوعی  باید مشخص شود که خطای احتمالی چه هزینه‌ای برای برند ایجاد می‌کند و مخاطب چه انتظاری از اصالت و دقت آن محتوا دارد.

۴. کیفیت را با «انسانی به نظر رسیدن» اشتباه نگیرید

یکی از چالش‌های جدید برندها این است که تلاش می‌کنند محتوای  هوش مصنوعی  را تا حد ممکن شبیه محتوای انسانی کنند؛ اما این کار همیشه به افزایش اعتماد منجر نمی‌شود.

مخاطب امروز فقط به این فکر نمی‌کند که «آیا این متن را انسان نوشته است؟» بلکه می‌پرسد «آیا این پیام واقعاً چیزی برای گفتن دارد؟»

محتوایی که صرفاً حجم تولید را بالا می‌برد، اما اطلاعات تازه، تجربه واقعی یا دیدگاه مشخصی ندارد، به‌مرور قابل تشخیص می‌شود. افزایش محتوای کم‌ارزش تولیدشده با  هوش مصنوعی  حتی باعث شکل‌گیری اصطلاحاتی مانند «AI slop» شده و حساسیت کاربران نسبت به محتوای کم‌کیفیت را افزایش داده است.

بنابراین، ارزش استفاده از  هوش مصنوعی  نباید با تعداد محتوای تولیدشده سنجیده شود. سؤال مهم‌تر این است که  هوش مصنوعی  چه چیزی به تجربه مخاطب اضافه کرده است.

۵. بعد از انتشار، واکنش مخاطب را بررسی کنید

استراتژی  هوش مصنوعی  برند با انتشار محتوا تمام نمی‌شود.

ممکن است یک تیم داخلی تصور کند استفاده از  هوش مصنوعی  در یک کمپین کاملاً منطقی است، اما واکنش مخاطبان نشان دهد که آنها این تصمیم را نشانه کاهش کیفیت، حذف نیروی انسانی یا حتی بی‌توجهی برند به مخاطب می‌دانند.

اینجاست که پایش رسانه و سوشال لیسنینگ  اهمیت پیدا می‌کند.

برند می‌تواند بعد از انتشار محتوای تولیدشده یا کمک‌گرفته از  هوش مصنوعی ، تغییرات احساسات، حجم گفتگو، موضوعات پرتکرار، واکنش‌های مثبت و منفی و حتی نوع انتقادهای کاربران را بررسی کند. این داده‌ها کمک می‌کنند مشخص شود مسئله دقیقاً کجاست: خود استفاده از  هوش مصنوعی ، نحوه اعلام آن، کیفیت خروجی یا زمینه‌ای که  هوش مصنوعی  در آن به کار گرفته شده است.

در واقع، سوشال لیسنینگ  فقط برای فهمیدن اینکه «مردم درباره برند چه می‌گویند» نیست؛ در اینجا می‌تواند نشان دهد مخاطب درباره تصمیم‌های برند برای استفاده از  هوش مصنوعی  چه برداشتی دارد.

2 1

۶. از واکنش مخاطب برای تصمیم‌های بعدی استفاده کنید

اگر مخاطبان به یک محتوای تولید شده با هوش مصنوعی  واکنش منفی نشان دادند، پاسخ لزوماً کنار گذاشتن کامل  هوش مصنوعی  نیست. ممکن است مشکل از انتخاب نادرست کاربرد، نبود شفافیت، کیفیت پایین خروجی یا حتی لحن محتوا باشد.

به همین دلیل، داده‌های حاصل از سوشال لیسنینگ  باید به مرحله تصمیم‌گیری برگردند.

برای مثال، اگر یک برند متوجه شود مخاطبان نسبت به تصاویر  هوش مصنوعی  در تبلیغات واکنش مثبتی دارند، اما نسبت به استفاده از  هوش مصنوعی  در محتوای مرتبط با تجربه مشتری واکنش منفی نشان می‌دهند، می‌تواند محدوده استفاده خود را دقیق‌تر کند.

این یعنی سوشال لیسنینگ  از یک ابزار سنجش واکنش به یک حلقه بازخورد برای استراتژی  هوش مصنوعی  برند تبدیل می‌شود.

در چنین مدلی، برند به جای اینکه صرفاً بر اساس قابلیت‌های تکنولوژی تصمیم بگیرد، تصمیم خود را با داده‌های واقعی مخاطب به‌روزرسانی می‌کند.

اعتماد، بخشی از استراتژی  هوش مصنوعی  است

هوش مصنوعی قرار نیست از استراتژی برند حذف شود؛ مسئله، نحوه استفاده از آن است.

برندی که  هوش مصنوعی  را صرفاً ابزاری برای کاهش هزینه و افزایش سرعت تولید می‌بیند، ممکن است بخشی از معادله را نادیده بگیرد: اعتماد مخاطب نیز یک هزینه و یک دارایی استراتژیک است.

شفافیت، نظارت انسانی، انتخاب درست زمینه استفاده و پایش مداوم واکنش مخاطبان می‌توانند کمک کنند برند بین بهره‌وری  هوش مصنوعی  و انتظارات مخاطب تعادل ایجاد کند.

در نهایت، برندها لازم نیست حدس بزنند مخاطبانشان با استفاده از  هوش مصنوعی  چه احساسی خواهند داشت. می‌توانند بعد از هر تجربه، آن واکنش را اندازه‌گیری کنند، الگوها را بشناسند و تصمیم بعدی را بر اساس داده بگیرند.

به این ترتیب، سوشال لیسنینگ  حلقه‌ای است که استفاده از  هوش مصنوعی  را به صدای واقعی مخاطب وصل می‌کند.

 

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت