زمینه شکلگیری موج گفتگوها
در بازه ۱۵ تیر تا ۱۵ مرداد ۱۴۰۵، عادل فردوسیپور و فوتبال ۳۶۰ به یکی از سوژههای پرتکرار شبکههای اجتماعی تبدیل شدند. در این بازه، ۲۹٬۴۷۵ کاربر در مجموع ۱۰۸٬۹۱۹ پست درباره این موضوع منتشر کردند که ۸۳.۵۱ درصد آنها بازنشر بوده است. بخش اصلی موج در پی مجموعهای از اتفاقات متوالی شکل گرفت؛ از انتقادهای امیر قلعهنویی از منتقدان تیم ملی و مصاحبه فوتبال ۳۶۰ با علیرضا فغانی تا از دسترس خارج شدن سایت و اپلیکیشن فوتبال ۳۶۰ و واکنش احساسی فردوسیپور. همزمانی این اتفاقات باعث شد بحث از یک حاشیه فوتبالی فراتر برود و به گفتگویی درباره جایگاه فردوسیپور، استقلال رسانهای و روایتهای متفاوت درباره او تبدیل شود.

تحلیل ترندهای شکل گرفته پیرامون نام عادل فردوسی پور و برنامه فوتبال ۳۶۰
موج اول؛ اختلالی که به خبر تبدیل شد
از دسترس خارج شدن سایت و اپلیکیشن فوتبال ۳۶۰، درست چند دقیقه پیش از شروع برنامه زنده، نخستین محرک جدی موج بود. فردوسیپور در آغاز برنامه از این اتفاق گفت و برنامه در نهایت از مسیرهایی مانند اینستاگرام و یوتیوب ادامه پیدا کرد. در شبکههای اجتماعی، واکنشها عمدتاً منفی بود و بخش بزرگی از کاربران این اتفاق را محدودیتی عمدی برای یک رسانه ورزشی تفسیر کردند. در مقابل، بخشی از کاربران با تردید به روایت «فیلتر شدن» نگاه کردند و درباره علت واقعی اختلال پرسش داشتند. همین ابهام، بهجای آنکه بحث را محدود کند، آن را گستردهتر کرد؛ چون موضوع اصلی از «سایت بالا نمیآید» به «چرا سایت بالا نمیآید و چه کسی مسئول است؟» تغییر کرد. گزارش مهتا نشان میدهد بخش مهمی از محتوای این موج حول انتقاد از محدودیت رسانهای، حمایت از استقلال حرفهای فردوسیپور و در سوی مقابل، زیر سؤال بردن اعتبار و عملکرد او شکل گرفته است. در همان ساعات، علت رسمی و قطعی این اتفاق اعلام نشده بود و روایتهای متفاوتی درباره آن منتشر شد.
موج دوم؛ قلعهنویی و مسئله نقد تیم ملی
یک روز پیش از اختلال، امیر قلعهنویی درباره منتقدان تیم ملی و تریبون دادن به آنها موضع گرفته بود؛ اتفاقی که در شبکههای اجتماعی بلافاصله کنار انتقادهای فردوسیپور از عملکرد تیم ملی قرار گرفت. در این موج، کاربران حامی فردوسیپور عمدتاً بر حق نقد، استقلال رسانهای و امکان انتقاد از تیم ملی تأکید کردند و از مواضع حرفهای او دفاع کردند. در سوی مقابل، جریانهای منتقد، فردوسیپور را به جانبداری، سیاسیکاری، فرصتطلبی و حتی همراهی با جریانهای مخالف متهم کردند. در گزارش، این جریانهای منتقد بخش بزرگی از محتوای خود را به بازخوانی سوابق فردوسیپور، زیر سؤال بردن صداقت و سرمایه اجتماعی او و نقد سکوت یا مواضعش در قبال رویدادهای سیاسی و اجتماعی اختصاص دادهاند. در نتیجه، یک اختلاف درباره عملکرد تیم ملی به بحث بزرگتری درباره «چه کسی حق دارد از تیم ملی انتقاد کند؟» تبدیل شد. همزمانی این اظهارات با اختلال سایت نیز باعث شد برخی کاربران این دو اتفاق را به یکدیگر مرتبط بدانند، در حالی که فدراسیون فوتبال ارتباط آن را با قلعهنویی رد کرد.

موج سوم؛ فغانی و روایتهای رقیب
مصاحبه فوتبال ۳۶۰ با علیرضا فغانی، سومین اتفاقی بود که به موج شکل داد و بعد از اختلال سایت به یکی از روایتهای اصلی درباره علت ماجرا تبدیل شد. بخشی از کاربران و رسانهها معتقد بودند این مصاحبه و موضوعاتی که در آن مطرح شده، میتواند دلیل محدودیت فوتبال ۳۶۰ باشد؛ در مقابل، گروه دیگری همچنان اتفاق را به انتقادهای فردوسیپور از قلعهنویی مرتبط میکردند. همین دو روایت، فضای گفتگو را دو قطبی کرد.
کاربران حامی فردوسی پور از استقلال حرفهای او و حق او برای پرداختن به موضوعات مورد نظرش دفاع کردهاند؛ در بخشهای منتقد، مصاحبه فغانی بهعنوان نمونهای از فاصله گرفتن فوتبال ۳۶۰ از «موضوع صرفاً فوتبالی» و ورود به حوزههای سیاسی و اجتماعی مورد استفاده قرار گرفته است. بنابراین فغانی در این موج صرفاً یک مهمان برنامه نبود؛ به بخشی از مناقشه درباره مرزهای فعالیت رسانهای فوتبال ۳۶۰ تبدیل شد. برخی گزارشهای رسانهای نیز دقیقاً همین مصاحبه را بهعنوان یکی از دلایل احتمالی محدودیت مطرح کردند، هرچند روایتهای رسمی و رسانهای درباره علت اتفاق یکسان نبود.
وقتی تصویر عادل از خود خبر جلو زد
واکنش احساسی فردوسیپور نقطه دیگری در تغییر ماهیت موج بود. انتشار تصاویر بغض و گریه او باعث شد بخشی از گفتگو از «علت اختلال» به «خود عادل» منتقل شود. کاربران حامی تصویر او، این واکنش را نشانه فشار واردشده بر یک چهره رسانهای و دلبستگی او به فعالیت حرفهایاش دانستند؛ در مقابل، منتقدان همین تصویر را نشانهای از مظلومنمایی، رفتار احساسی یا تلاش برای اثرگذاری بر افکار عمومی تعبیر کردند. بنابراین احساسات مثبت و منفی صرفاً درباره فوتبال ۳۶۰ نبود؛ شخصیت فردوسیپور هم به موضوع قضاوت کاربران تبدیل شد.
سوشال لیسنینگ مهتا نشان میدهد حتی جریانهای سیاسی منتقد، به بازخوانی سوابق و رفتارهای گذشته او و زیر سوال بردن تصویر حرفهای و اجتماعیاش پرداختهاند، در حالی که جریانهای سیاسی دیگر بر اعتبار، شخصیت و استقلال حرفهای او تأکید داشتهاند. بازتاب رسانهای واکنش احساسی او نیز بسیار گسترده شد.
یک چهره، چند روایت؛ از برند شخصی تا ابزار منازعه
ابر هشتگها و جریانهای کاربری گزارش نشان میدهد فردوسیپور در این موج چند تصویر متفاوت داشته است. برای اصلاحطلبان و فعالان حقوق بشری، او بیشتر چهرهای با سابقه و اعتبار حرفهای بود که باید از استقلال رسانهایاش حمایت کرد و محتوای تولیدی این خوشهها عمدتاً حول حمایت از فردوسیپور و نقد حملات علیه او شکل گرفته است.
در مقابل، در جریانهای سلطنتطلب و مخالف نظام و از سوی دیگر حامیان نظام و اصولگرا، تصویر دیگری ساخته شده: فردی سیاسیشده، فرصتطلب، متناقض یا چهرهای که سرمایه اجتماعی و رسانهای خود را در جهت خاصی به کار گرفته است. در برخی روایتها حتی پیوند او با جریانهای اصلاحطلب یا ساختار رسمی و در سوی دیگر، ارتباطش با جریانهای مخالف حکومت مطرح شده است. بنابراین «عادل» در این گفتگو یک شخصیت با معنای ثابت نیست؛ هر جریان بخشی از سابقه او را انتخاب کرده و بر اساس آن تصویر مطلوب خود را ساخته است.
در کنار این گروهها، کاربران روزمره و کاربران طنزنویس نیز با بازنشر و بازخوانی اتفاق وارد موج شدهاند. نکته مهم این است که در اغلب این جریانها سهم محتوای منفی بالاست و حتی حمایت از او نیز در فضایی عمدتاً انتقادی و منازعهآمیز بیان شده است.

حافظه جمعی؛ عادل فقط متعلق به این روزها نیست
یکی از دلایل ماندگاری موج، اتصال اتفاق جدید به سابقه طولانی فردوسیپور در رسانه است. بخشی از کاربران، ماجرای فوتبال ۳۶۰ را در ادامه تجربههای قبلی او، از جمله تعطیلی برنامه نود و محدودیتهای گذشته، معنا کردند. در سوی دیگر، منتقدان نیز از همین سابقه برای بازخوانی رفتارها و مواضع گذشته استفاده کردند. در نتیجه، هر اتفاق تازه بهانهای برای بازگشت به آرشیو ذهنی کاربران شد و همین «حافظه جمعی» باعث شد گفتگو از یک رویداد چندروزه فراتر برود. گزارش مهتا نشان میدهد بازخوانی سوابق و رفتارهای گذشته یکی از مضامین تکرارشونده در جریانهای منتقد بوده است.
اعتماد و اعتبار؛ محور قضاوت کاربران
در نهایت، یکی از مهمترین یافتههای این گزارش این است که موضوع اصلی فقط «فیلتر شدن یا نشدن فوتبال ۳۶۰» نیست؛ مسئله اصلی برای بسیاری از کاربران، این است که به کدام روایت اعتماد کنند و خود فردوسیپور را چگونه ارزیابی کنند. یک سوی گفتگو، عادل را یک برند شخصی قدرتمند با سابقه حرفهای و اعتبار رسانهای میبیند که فوتبال ۳۶۰ بدون حضور او معنای متفاوتی خواهد داشت. سوی دیگر، تلاش میکند همین برند شخصی را زیر سؤال ببرد و نشان دهد محبوبیت فردوسیپور نباید مانع نقد عملکرد و مواضعش شود. در این میان یک دوراهی مهم شکل گرفته است: آیا مخاطب از «عادل فردوسیپور» حمایت میکند یا از «فوتبال ۳۶۰» بهعنوان یک برنامه و رسانه فوتبالی؟ دادههای گزارش نشان میدهد این دو در ذهن کاربران کاملاً از هم جدا نیستند؛ نام عادل، بخش مهمی از گفتگو درباره خود برنامه را به سمت شخصیت، سابقه و اعتبار او میکشاند. به همین دلیل، وقتی سایت از دسترس خارج شد، بحث خیلی زود از کیفیت و محتوای یک برنامه ورزشی عبور کرد و به قضاوت درباره برند شخصی فردوسیپور رسید. در واقع، قدرت برند شخصی در اینجا هم مزیت فوتبال ۳۶۰ است و هم نقطه آسیبپذیری آن؛ چون هر اتفاقی برای برنامه میتواند مستقیماً اعتبار و تصویر عمومی عادل را تحت تأثیر قرار دهد و برعکس.